« تو را به خاطر كودكانت بخشودم » .
در پيكارى ديگر ، بر سواركارى تيغ از نيام بركشيد ، پيش از آنكه بر فرقش فرودآورد حريف بانگ سرداد كه : اى على ، شمشيرت را به من ببخش ، امام شمشيرش را به وى داد و خود بدون سلاح در برابر دشمن ايستاد . و چه بسيار است مانند اين داستان .
همه ما داستان « عمرو بن عاص » و « بشر بن ارطاة » را در رويارويى با حضرت كه براى حفظ جان خود پرده عورت بركشيدند و از مهلكه گريختند ، شنيدهايم . نظير اين حوادث و رويدادها در تاريخ حيات گرانبار حضرت بىشمار است ، كه ذكر آنها در اين كوتاه سخن نمىگنجد .
تفسير اينها چيست ؟ آيا تنها نشانهء مردانگى و بزرگوارى على است ؟ يا نفى خودپرستى است ؟ و يا تجسّمى از ارادهء الهى است ؟ آيا خداوند از اينكه درشتى را با درشتى و قاتل را با قتل جواب دهد ابا و شرم دارد ؟
خداوند يكتا داناتر است . . . اما بنده نيز به يقين مىدانم كه اين ويژگيها و خصايص ، در طبيعت عامه مردم ، نيست . آيا على انسان است و موجود ناطق ديگرى نيز انسان ! على امام است و ديگرى نيز كه بر على پيشى گرفت و فرزندانش را جايگزين كرد ، امام !
على جانشين رسول خداست و آن ديگرى كه غاصب اين مقام است هم ! يا على ( ع ) ذاتا و حقيقتا خداپرستى است كه هيچ امام و خليفهء ديگرى مانند او نيست و يا اين ملاكهايى را كه با آنها نيك و بد را مىسنجيم ؛ وهم است و خيال ؟ !
بسا كسانى را بيابى كه حكومت را نپذيرند ، چون زاهدند و يا براى گريز از مسئوليت امتناع مىكنند - و يا كسى كه فطرت و نهاد او
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٩٣