فاضل و مفضول
اهل سنت مىگويند : اگر دو نفر داراى فضل باشند ليكن يكى از ديگرى برتر و فاضلتر باشد تقديم مفضول بر فاضل يا فاضل بر فاضلتر روا و جايز است . آنان اين مبنا را از گفتهء ابوبكر برگرفتهاند كه گفت : ولّيتكم ولست بخيركم ( سرپرستى شما را پذيرفتم درحاليكه از شما برتر نيستم ! ) و نيز در مورد عدم وجوب عصمت براى جانشين پيامبر به خلافت ابى بكر استدلال كردند ! يعنى در واقع خلافت را با ملاك حق نسنجيدند بلكه حق را با خلافت و گفتههاى وى ارزيابى كردند ! به عبارت ديگر ، حق را با مردان شناختند ! نه مردان را با حق ، چنان كه در واقع اين اعتقاد نزد تشّيع اصل و مبناست و لذا با استناد به قرآن و سنت و عقل و اجماع و امّت معصومى كه در مورد على ( ع ) اتفاقنظر داشته و دربارهء ابى بكر و عمر و عثمان اختلافنظر ، جانشينى على ( ع ) را ثابت و در واقع ، حضرت را با معيار حق شناختند .
بىشك ، نهاد و طبيعت هر انسان منصفى ، مبناى نامعقول « تقديم مفضول بر فاضل » را كه حتى چارپايان و حشرات - چنان كه .
دانشمندان حيوانشناس ثابت كردهاند - از حاكميّت و تسلّط همنوع اضعف خود ، دورى مىجويند ؛ اگر اين مبنا را قبول كنيم پس در عصر حيات نبىّ اكرم ( ص ) محتمل بود كه فرد افضل و سزاوارتر از ايشان نيز - معاذ اللّه - وجود داشته باشد ! ! و گمان نمىكنم مسلمانى جرأت اظهار چنين مطلبى را به خود بدهد .
شباهت و مشاركت
اگر نگاهى به سيره و زندگانى پيغمبر اسلام و دعوت او ، از آغاز