مىكند منتها با اين فرض كه وجوب خلافت اجتماعى است .
شناخت و ويژگيهاى جانشين
شيعه و اهل سنت بحث و جدل در زمينهء اوصاف جانشين پيغمبر بهويژه عصمت ، و نيز راه و كيفيت شناخت وى را به درازا كشيدهاند .
به نظر بنده اختلاف در صفات خليفه و امام و نيز راه شناخت او و ديگر اختلافنظرهايى كه در مسأله خلافت مطرح گرديده همه از يك مسأله برخاستهاند و آن اينكه :
« آيا واجب است جانشين پيامبر از ارتكاب هرگونه گناه معصوم باشد بطوريكه مفهوم عصمت هرگز از خلافت تجزيهپذير نيست يا برعكس جايز است كه فاسق و نادان باشد » ؟ !
بنابراين در نظر اول خلافت بىشك ، براى كسى ثابت مىگردد كه معصوم باشد و قهرا تنها راه شناخت و تعيين او عصمت وى مىباشد و اگر نصى در مورد جانشين پيغمبر وارد شده از نظر عقل ، اين نص جنبه ارشاد و تأكيد بر خلافت وى دارد .
و در نظر دوم ، عصمت براى خليفه شرط لازم نيست ! ليكن در اين صورت اين مطلب مطرح مىشود كه :
آيا واجب است وى عالم و عادل باشد يا نه ، مىتواند جاهل و فاسق هم باشد ؟ و نيز اين پرسش به ذهن مىرسد كه : آيا راه شناخت خليفه ، نصّ شارع است يا انتخاب مردم ؟
ازاينرو ، شايسته است قبل از پرداختن به مسائل اختلافى ، به بحث در اطراف همين موضوع بپردازيم :
باور و اعتقاد من اين است كه به هيچوجه عصمت از مسأله