تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
( نه هرگز ، به پروردگارت سوگند ، اينان ايمان نخواهند آورد مگر تو را در نزاع خود حاكم بسازند و آنگاه هر حكمى كنى هيچ اعتراضى در دل نداشته و كاملا از دل و جان تسليم فرمان تو باشند . ) و نيز آيات و روايات فراوان ديگرى كه جملگى صريحا و آشكارا دلالت بر اين مطلب دارند كه خواست و اراده هيچكسى مقدّم بر خواست پيغمبر نيست و سرّ اين نكته چيزى جز اين نيست كه پيامبر زبان به وحى گشود . قهرا باطل هرگز از پيش و پس او بدان راه نخواهد يافت . سؤال : پس فرموده خداوند كه در قرآن كريم است :
فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ .
« 4 » ( از آنان درگذر و بخشش بطلب و در امور خود با آنان مشورت كن . ) و يا اين كلام خداى تعالى كه :
وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ .
« 5 » ( انجام كارشان با مشورت يكديگر است . ) با آيات فوق الذّكر چگونه قابل جمع است ؟ ! مفسّران گرانقدر به اين نكته عنايت داشته و در مورد آيه نخست فرموده‌اند : « مشورت پيامبر با يارانش در امور دنيوى بود نه دين و شريعت ، مانند نظم و آرايش دادن به لشكر و چگونگى نبرد با دشمن . و در زمينه آيه مباركه دومى گفته‌اند : « خطاب خداوند به مكلفين است نه پيغمبر و ظاهر آيه نيز بدين مطلب تصريح دارد ، زيرا ايشان مشورت
هامش
( 4 ) . آل عمران : 159 . ( 5 ) . شورى : 38 .
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 60 | محمد جواد مغنية / اكبر ايرانى قمى