تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
با صاحب‌نظران و كارآزمودگان را نيكو و پسنديده مىداشت و در اين راستا احاديث بسيارى نيز وارد شده ، از جمله حضرت فرمودند : « كسى با ديگرى مشورت نكرد مگر هدايت و ارشاد شد . » و روشن است كه مسائل و احكام شرعى مربوط به كتاب خدا و سنت پيامبرش مىباشد نه به مردم و نظرات آنها . و گرنه ، نه به پيامبر نياز بود و نه به كتب آسمانى .

جانشين

آيا در اسلام واجب است ، پيامبر خليفه و جانشينى براى خود در ادارهء امور دينى و دنيوى داشته باشد ؟ يا نه ، اصولا خلافت در اسلام مفهومى ندارد و هيچ حاكم و سلطانى حق ندارد اين نسبت را به خود ببندد ، و تنها مخصوص نبى اعظم ( ص ) است ؟ فرضا كه اين منصب در اسلام واجب باشد ؛ آيا وجوب آن عقلى است ، به‌طورى كه اگر طرف شرع ، نصّى بر لزوم آن وارد شد آن را به حكم عقل بايد بر ارشاد و تأكيد بر مسأله خلافت حمل نمود يا اينكه خلافت تنها با نقل و شرع واجب شده نه با عقل ؟ و وجوب آن شرعى باشد يا عقلى ، راه شناخت و تعيين او چگونه است ؟ آيا راه اين است كه تنها خود پيغمبر تصريح به خلافت كند يا مردم انتخاب كنند ، و يا عقل حكم كند ؟ ! و نكته ديگر اينكه ، اين جانشين چه ويژگيهايى را بايد داشته باشد ؟ و نيز اگر دو مسلمان ، اوصاف كمال را دارا بودند ليكن يكى برتر و كاملتر بود ؛ آيا شايسته است آنكه از فضل و كمال كمترى برخوردار است بر فرد فاضلتر و كاملتر مقدم گردد ؟