تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
است » نادرست باشد ، نقيض آن يعنى « اين هستى از روى تصميم و اراده ايجاد گرديده است » صادق خواهد بود . يك مثال : اگر - فرضا - اسم خود را بر پهنهء افق با نورى درخشنده نوشته ببينى ، سپس به اطراف خود بنگرى اما كسى را نيابى ، در اين صورت مىبايست انسان عاقلى را فرض كنى كه با دستگاهى مخصوص ، در مكانى اقدام به اين عمل نموده و هر فرض ديگرى جز اين خطا و عقل آن را روا نمىداند . ليكن احتمالاتى به ذهنت خطور مىكند كه مثلا ممكن است در اثر برخورد دو اتومبيل يا دو قطار و يا ظهور آتشفشان و مانند آن‌كه تصادفا حروف نورانى در فضا نقش بسته است . در جواب بايد گفت : البته اين گونه موارد محتمل است ، اما احتمالاتى است موهوم و پوچ كه هيچ عاقلى آن را به حساب نمىآورد مانند اين احتمال كه انسانى سالم ، اگر چند گامى پيش نهد احتمالا در پى لغزشى خواهد مرد و اگر لقمه نانى برگيرد ، مرگش فرا مىرسد . هرچند اين‌گونه احتمالات ممكن است و شكى در حدوث اتفاقى آن نيست اما وجود و عدم آنها نزد عقل و عقلا يكسان است و تنها مجنون است كه بدان اعتناء مىكند . سئوال : چرا عقل چنين فرضى را روا مىداند ؟ چگونه مىتوان چيزى را فرض كرد درحالىكه آن را با چشم نديد و با دست لمس نكرده‌ايم ؟ جواب : مسئله فرض ، چيزى است كه حتى دانشمندان طبيعى نيز آن را همچون شيئى بديهى كه نياز به دليل ندارد ، پذيرفته‌اند . چنان كه به وجود اتم يقين دارند و آن را بعنوان يك شئ ثابت و محقق پذيرفته‌اند بدون آنكه آن را ديده يا لمس كرده باشند . حتى ويژگيها و شكل و حدود آن را بيان نموده و از ذرات درونى اتم ، كه پيوسته در حركتند با تكيه بر عقل