ليكن اگر يك شيئى مادّى و طبيعى مورد نظر باشد ؛ مانند : موادى كه اين جرم در آنهاست در اين صورت ، راه شناخت آن تجربه است .
سئوال : آيا راه شناخت توحيد ، نبوت و امامت ، عقل است يا جز آن ؟
پاسخ به اين پرسش تفصيل زير را مىطلبد :
توحيد
از آنجا كه تجربهء امور ماوراء طبيعى و متافيزيك محال است ؛ پس راهى جز عقل براى شناخت خالق وجود ندارد . و استدلال بر وجود خداوند متعال توسط وحى نيز ، صرف مدعاست بنابراين ، تنها عقل ، راه حصول معرفت الهى است ؛ و لذا قرآن كريم از فرد مىخواهد كه با دليل عقلى به وجود خالق پى برد .
اگر از عقل بپرسى : دليل تو بر وجود خالق چيست ؟
مىگويد : به هستى و آنچه در آن با يك هماهنگى و نظام خاصى در حركت است ، بنگر .
در اين صورت اگر براى حل اين معما هر فرض و تفسيرى را در نظر بگيرى ، وجدان و عقل تنها يك تفسير را مىپذيرد و غير از آن را رد مىكند و آن اينكه خالق اين جهان خداوندى عليم قدير و مختار است و به تعبير منطقدانان : محال آن است كه عقل گويد ، مانند اجتماع و ارتفاع دو نقيض ، يعنى اگر به وجود آب در ظرفى تصديق نمودى قهرا قضيهء نقيض آن ، ( آب در ظرف نيست ) كاذب است بدين خاطر كه عقلا بديهى است يك شئ در يك لحظه به وجود و عدم متصف گردد . در مورد نظام هستى نيز چنين است كه اگر اين گفته : « هستى تصادفا پديد گشته