باشد مگر از آن دو پيروى كند ! آيا اين منطق ، نظير اين گفته نيست كه تمام آنچه نزد پسر است از پدرش به ارث برده و هرآنچه پيش پدر است از پسرش به او رسيده است ! !
شبيه اين تناقض را در صحيح بخارى ابتداى كتاب فتن ذكر كرده مىتوان نشان داد . او آورده است :
قال النبى ( ص ) لأناولهم انا فرطكم على الحوض ليرفعن الى رجال منكم ، حتى اذا اهويت اختلجوادونى - فاقول : اى رب اصحابى يقول : لا تدرى ما احدثوا بعدك .
( من پيش از همه در كنار حوض كوثر خواهم بود تا كسانى را نزد من آورند . هنگامى كه مىخواهم آنان را دربر گيرم ، از من جدا مىكنند پس مىگويم : پروردگار من ، اينان ياران من هستند ! خدا مىفرمايد : نمىدانى پس از تو چه كردند ؟ )
در صحيح مسلم نيز شبيه حديث فوق ، چنين آمده است : « 2 »
قال النبى ( ص ) : انى على الحوض انتظر من يرد على منكم ، فو اللّه ليقطعن دونى رجال ، فاقولن : اى ربى منى و من امتى . . .
فيقول : لا تدرى فاعملوا بعدك ؟ ما زالوا يرجعون على اعقابهم .
نبى اكرم فرمود : من كنار حوض منتظر كسانى از شما هستم كه بر من وارد شويد . به خدا سوگند پس از من ، مردانى از راه حق خواهند بريد . من به خدا مىگويم : آنان از من و امت من هستند ؟
خداوند مىفرمايد : نمىدانى كه پس از تو چه كردند ؟ همواره از راه حق برمىگردند .
و اين مطلب تماما با آيهء مباركه : « 3 »
هامش
( 2 ) . 2 / 61 .
( 3 ) . آل عمران : 144 .