علىّ الحوض .
( على با قرآن و قرآن نيز با على است ، اين دو از يكديگر جدا نمىگردند تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند . )
از اين حديث شريف پنج نكته مهم را استفاده مىكنيم :
1 - اقوال خداوند و پيامبر گرامىاش و امام همامش از نظر حجيت و وجوب اطاعت با هم مساوى است . خداوند در قرآن كريم مىفرمايد :
وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا .
« 21 »
( آنچه رسول خدا دستورتان داد . بگيريد ( اطاعت كنيد ) و از آنچه شما را نهى كرد دست برداريد و واگذاريد . )
اين آيه به صراحت دلالت مىكند كه فرمايش حضرت به منزله قرآن كريم است ، چنان كه حديث ياد شده دالّ بر آن است كه اقوال امام نيز به منزلهء قرآن مىباشد . پس چنين نتيجه مىدهد كه « على وسيله و حلقهء اتصال به خداست ، حجت و دليل او بر بندگان اوست و نهىكننده او ، ناهى قرآن است » .
2 - على آگاه به حقايق و اسرار قرآن است و معارف قرآن تماما نزد اوست . چه اينكه اگر چنين نبود هرگز « بودن يكى با ديگرى » امكان نداشت .
3 - على مانند قرآن ، خطا نمىكند و هرگز باطل به او راه نخواهد يافت .
4 - او جاودانه است ، چون قرآن اينگونه است و اين جاودانگى
هامش
( 21 ) . حشر : 7 .