تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
منظور حضرت اين است كه علم فقه نسبت به ديگر علومى كه در قرآن است ، بسيار ناچيز است و در اين راستا « استاد نوفل » در دو كتاب خود يعنى « خدا و دانش جديد » و « قرآن و دانش جديد » آمارى را ذكر نموده كه به آسانى اين مطلب را اثبات مىكند . « رينورث » مىگويد : « بايد اعتراف كرد كه علوم طبيعى ، ستاره‌شناسى ، فلسفه و رياضيات كه اروپا را در قرن دهم به اوج رساند ، همه برگرفته از قرآن بوده است . » آيا باوجود اين ، رواست كه گفته شود : مسلمانان هيچ فلسفه و علمى از خود نداشتند ؟ و آيا پس از قرآنى كه هيچگاه سرچشمه جوشان و زلال او خشك نخواهد شد ، بر امام على زياد است كه به وصف مورچه و خفاش و طاووس بپردازد و از تنزيه خداوند سبحان و اسرار معارف و علوم سخن بگويد . پس اين فرد متظاهر به هوشمندى نتيجه مىگيرد كه نهج البلاغه امام على ( ع ) محرّف و دست‌خورده است « 11 » ، صرفا بدين خاطر كه برتر از سطح عقلى و فرهنگى امام است و نيز بدين سبب كه مسلمانان هيچ فلسفه‌اى ندارند ! ! در اين صورت ، ناآگاه و جاهل خواندن امام مستلزم يكى از دو مطلب ذيل است : يا بايد به كلى علم را از قرآن و حضرت محمد ( ص ) نفى كرد و يا اينكه امام تمام علوم قرآن و سنت پيامبر را آگاه است درحالىكه هيچ صاحب خردى اين مطلب را مدعى نمىشود البته اگر به وجود « فلسفه »
هامش
( 11 ) . شيخ هادى كاشف الغطا در كتاب « مستدرك نهج البلاغه » ثابت كرده است كه بخش قابل توجهى از خطبه‌هاى نهج البلاغه پيش از آنكه سيد رضى به دنيا بيايد مدون و مكتوب بود .