امّتم تا روز قيامت است »
و لذا سرّ اين كلام مشهور شيعه روشن مىشود كه گفتهاند : « على در آثار و تأثير قرآن در درخشش خردها و زنده ساختن دانشها و نشر عقيدهء ناب در اين سيّاره خاكى از روز « خندق » تا آنگاه كه خدا خواهد ، شريك است » . چرا كه او سبب حفظ قرآن ، و دفع تجاوز شد . همگان مىدانيم كه « تلاشكننده در راه خير و نيكى مانند انجامدهنده آن است » و نيز « آن كس كه سنّت و آيين نيكى را به پا دارد پاداش آن و نيز مزد كسانى كه بدان عمل كنند ، بر او خواهد بود » .
اين را مىگوييم با اين اعتقاد كه على حسنهاى از حسنات نبىّ اعظم ( ص ) است و آنچه از او خير و نيكى سر زده همه با رهنمود يا به بركت دعاى حضرت ( ص ) است . پس ستايش على در راستاى ثناى بر پيامبر است ، همچون نور ماه كه بازتابى از پرتو خورشيد است و واضحتر آنكه امام با افتخار مىفرمود : « من كفش پيامبر را پينه مىزدم »
و نيز مىفرمود : « روزى به حضور رسول خدا ( ص ) شرفياب شدم چه عظمت و شوكتى داشت ! زبانم بند آمد ، به خدا سوگند ! نتوانستم با او سخن گويم . »
در جاى ديگر فرمود : « از نسبت خويشى من با رسول خدا و جايگاه ويژهاى كه نزد وى داشتم به خوبى آگاهيد . مرا در كودكى روى پاى خود نشاند و گاه به سينهاش مىفشرد ، كنار خود در بسترش مىخواباند و از بوى خوش و معطرش به مشامم مىرساند . غذا را با دندان خود خورد مىكرد و در دهانم مىگذاشت . هرگز خلافى در گفته و عمل از من سر نزد و از آن هنگام كه حضرت از شير گرفته شد شب و روز فرشتهاى او را در مسير فراگيرى اخلاق نيك رهنمون بود و من چون كودك از شير گرفته شده كه دائما در پى مادر خويش است ، دنبال وى بودم . هر روز پرتوى از
امامت على ( ع ) در آينه عقل و قرآن ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٠٢