على ( ع ) چون برق و تندر بر « ابن عبدود » تاخت تا رسالت پيامبر را به بهترين صورت به انجام رساند و پرچم توحيد را بر تارك افق شرق و غرب به اهتزاز درآورد .
بنابراين ، مبارزه امام على ( ع ) ، نقطه عطفى در تاريخ تحولات عصر ظهور اسلام بود بطوريكه نبرد خندق به رويارويى دو لشكر خودى و بيگانه كه پيروزى در آن سرنوشتساز است ، شبيهتر مىنمود و مرز ميان اسلام و شرك ، هماورد سرنوشتساز بين على ( ع ) و عمرو بود ؛ يا على ، عمرو را از دم تيغ خود مىگذراند و شرك را از سرزمين اسلام پاك مىساخت و ديگر مخالفى باقى نمىماند ؛ و يا عمرو على را و در نتيجه اسلام شكست مىخورد و شرك با پيروزى خود قدرت بىچون و چراى جزيرة العرب مىشد .
خداوند نخواست كه پيروزى مؤمنين در اين جنگ به دست غير على ( ع ) باشد و بجز تندر تيغ على پرتو اسلام را بگستراند و غير از او سعادت احياء دين و قرآن و اسلام را داشته باشد و نخواست كه كسى ديگر در پاداش اين نصرت بزرگ شريك او گردد . اگر اين « ضربه » بر عمرو وارد نمىشد ؛ پس از آن ديگر نه مسجدى بنا و نه صوت قرآنى بلند و نه دانشگاه و حوزهاى تأسيس و نه روزهدار و نمازگزارى تا روز قيامت وجود داشت . اينجاست كه تفسير كلام گهربار حضرت رسول اكرم ( ص ) را درمىيابيم كه فرمود : « ضربتى كه على در جنگ خندق بر فرق عمرو وارد نمود ، برابر با عمل به كتاب و سنت مىباشد » .
و در روايتى ديگر فرمود « 5 » : « هماورد على با عمرو ، بهتر از اعمال
هامش
( 5 ) . در كتاب « دلائل الصدق » آمده كه اين حديث را صاحب « المواقيت » و حاكم در « مستدرك » ( 3 / 32 ) نقل نموده است .