تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1746

مساهمون:

ص١٧٤٦
ابن الخمار بسيارى از كتب سريانى را به عربى برگرداند . وى در فلسفه و منطق و طب آثار گرانبهايى به جا نهاد . ابو على سعيد به نيكى از او ياد كرده است . ابن بوّاب ابو الحسن علاء الدين على بن هلال ، از جمله خوش‌نويسان عرب بود و چون پدرش دربانى قاضى بغداد را به عهده داشت به ابن بوّاب شهرت يافت . به قول برخى خط محقق و ريحانى از ابداعات و اختراعات اوست و نيز شصت و چهار قرآن نوشت كه يكى از آنها را به سلطان عثمانى داد و او آن قرآن را به مسجد قسطنطنيه فرستاد . ابن حوقل : ابو القاسم محمد بن حوقل بازرگانى هوشمند بود ، و شوق جهانگردى در جوانى وى را برانگيخت كه به سفرهاى دور و دراز بپردازد . او در سال 331 هجرى قمرى خورشيدى مسافرت به جهان اسلام را آغاز نهاد و نخست از مرز جنوبى صحرا و اسپانيا گذشت . در سال 344 مصر و ارمنستان و آذربايجان را زير پا نهاد و در فاصله سالهاى 350 - 358 عراق و ايران و ماوراء النهر و خوارزم را سياحت كرد و در سال 362 به سيسيل درآمد . ابن كثير محمد بن كثير الفرقانى ملقب به حاسب ، ستاره‌شناسى دانا ، معاصر مأمون خليفه عباسى ، و از مردم سغد بود . به امر مأمون در تصحيح زيج بطلميوس با گروهى از دانشمندان ستاره‌شناس مشاركت ورزيد . از آثار ارزشمند اوست : كتاب اختيار المجسطى ، كتاب فى الحركات السماويه . ابن مقله ابو على محمد بن على بن حسين در سال 272 قمرى برابر 264 شمسى به دنيا آمد . از مردم پارس بود و بيشتر عمرش را در بغداد به سر برد . پس از اين كه باليد در بعضى دواوين به كار پرداخت . سپس به خدمت ابى الحسن الفرات پيوست . مقامى عظيم يافت ، و دارايى بسيار اندوخت . اما پس از چندى در صف دشمنان منعم خود درآمد ، و ابن الفرات چون فرصت يافت پانصد هزار دينار به مصادره از او گرفت . در سال 316 قمرى مقتدر خليفه او را وزير خود كرد و تا سال 318 كه مغضوب و محبوس شد و دست راستش را بريد بر اين مقام بود . او در زندان قلم به ساعد دست راست مىبست و به نيكويى تمام خط مىنوشت . اين مقله از خط كوفى شش گونه خط : ريحان ، ثلث ، رقاع ، محقق ، توقيع و نسخ پديد آورد . انواع اين خطها به هنرمندى جمال الدين ياقوت بن عبد اللّه متوفى به سال 696 قمرى برابر 676 خورشيدى صورت كمال يافت و چند نفر از شاگردانش : يوسف مشهدى ، مباركشاه زرين قلم ، شيخ زادهء سهروردى ، سيد حيدر حلبى آن خطها را در سراسر زمينهاى اسلامى مخصوصا كشور ايران رواج دادند . تا پايان قرن هشتم هجرى اين خطوط رواج داشت ولى چون هيچ كدام آنها براى تند نوشتن مناسب و داراى شرايط لازم نبود خواجه تاج اصفهان از تخليط دو خط توقيع و رقاع خط تازه‌اى اختراع كرد كه تعليق نام گرفت و در اوايل قرن نهم هجرى مير على تبريزى از امتزاج تعليق و نسخ خط ديگرى به وجود آورد و آن را نستعليق نام نهاد . تكميل خط نسخ تعليق و يا نستعليق به هنرمندى مير على هروى متوفى به سال 951 قمرى تحقق يافت ، و مير عماد حسنى سيفى مقتول به سال 1024 زيبايى و كمال آن را به