تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1745

مساهمون:

ص١٧٤٥
شدن از ايران شد ، به سرعت خود را به هشتر خان رساند ، و بيستم اوت 1563 برابر 942 وارد مسكو شد . آندره ميشو
Andre michaux
گياه‌شناس معروف در دو سال 1783 و 1784 ميلادى برابر 1162 و 1163 خورشيدى كه براى تحقيق و تجسس دربارهء گياهان محلى به ايران آمده دربارهء كوه الوند تحقيقات مفصلى كرده و نوشته است اين كوه 3500 مترى از لحاظ داشتن معادن و انواع گياهان كم نظير مىباشد . گفتنى است كه يازده سال پيش از مسافرت ميشوژ . آ . اوليويه
G . A . Olivier
فرانسوى و پس از او كينيئر
Kinneir
و كر پارتر
Ker Parter
و كپل
KePPel
از كوه الوند بالا رفتند . ابريشم ايران : يان اسميت نخستين سفير هلند در ايران كه از 26 ژوئيه 1628 تا 14 ژوئن 1630 در ايران مأمور بوده دربارهء ابريشم ايران در سفرنامه‌اش نوشته است : در ايران چند نوع ابريشم توليد مىشود . مرغوب‌ترين و بهترين آنها ابريشم ميلانى است كه چون تابيدن آنها مستلزم دقت و زحمت زياد است هم كم تهيه مىشود و هم گران است . نوع دوم ابريشم شعر بافى يا ابريشم زربفت نام دارد . نوع ديگر ابريشم لاجى است كه بيشتر در لاهيجان توليد مىشود و مورد پسند سوداگران اروپايى است . نوع ديگر ابريشم شيروانى است كه آن را كدخدا پسند يا تاجر باب هم مىخوانند و بيشتر در شماخى و گنجه و شيروان تهيه مىشود و جنس آن از نوع ابريشم لاجى پست‌تر است . ابريشم لاس نوع ديگرى از ابريشم ايران است كه اروپائيان آن را سالواتيكا
Salvatica
مىنامند و پست‌ترين و نامرغوب‌ترين انواع ابريشمهاى ايران مىباشد . منطقه اصلى توليد ابريشم ايران رشت ، لاهيجان ، فومن ، كاشان و يزد مىباشد ولى محصول ابريشم يزد به خوبى ابريشم شهرهاى شمالى ايران نيست . ابن الخمار : ابو الحسن بن سوار ملقب به ابن الخمار در سال 331 هجرى قمرى در بغداد به دنيا آمد . شاگرد يحيى بن عدى بود و در فلسفه و طب سرآمد دانايان زمان خود بود . به خواهش مأمون بن محمد پادشاه فاضل ، به خوارزم رفت و در سايه حمايت او آسوده به سر مىبرد . پس از اين كه محمود غزنوى خوارزم را گشود او و ديگر دانشمندانى را كه در خوارزم فراهم آمده بودند در غزنه برد ، او سالخورده بود و محمود وى را گرامى مىداشت چندان كه يك بار از بسيارى حرمتى كه به او مىنهاد زمين را در برابرش بوسيد . ابو الخمار در برابر دانشمندان و ضعيفان بسيار تواضع بود و هر زمان قصد ديدار دانشوران و پارسايان مىكرد پياده به خانه آنان مىرفت ؛ اما هر وقت نيّت رفتن به دربار ، يا ملاقات وزيران و جاهمندان مىكرد سيصد غلام در ركابش بودند . در يكى از روزها كه اين پير دانشمند به دربار محمود مىرفت در بازار كفشگرى اسبش رميد و او را بر زمين انداخت . وى دردمند گشت و به همان علت درگذشت مرگش در حدود 440 اتفاق افتاده است .