پنجم پسران و ديگر مقربان حق حضور داشتند و از اين روز به بعد ، ديگر پادشاه با كسى جز نديمان خاص و محرمان دربار نمىنشست .
پادشاه در روز نوروز جامهاى از برد يمانى بر تن مىآراست و اول فروردين آنچه را براى دفتر دربار به كار بود از قبيل كاغذ و پوستهاى لازم براى تنظيم رسائل ، فراهم مىكرد و طومارها و نوشتههائى را كه مهر كردنش واجب بود و « اسپيدانوشت » يا « اسپيدنوشت » ناميده مىشد مهر مىكرد .
يكى از رسوم معمول اين زمان كه تا سدههاى نخستين اسلامى همه مردم به جا مىآوردند افروختن آتش و ريختن آب به يكديگر بود كه رسم اخير امروز به صورت پاشيدن گل به سر و صورت به جا مانده است .
مراسم نوروز در زمان خلفا : تازيان پس از غلبه بر ايران چون تمدّن و فرهنگ و آداب و عقايدشان بسى فروتر و پائينتر از ايرانيان بود . براى تحبيب و توسعهء تسلط ، و جلب نفع خويش بسيارى از سنن ملى و مدنى ما را پذيرفتند و بعضى را در همان اوائل و يا به مرور زمان صيغهء مذهبى دادند . چنان كه جشن نوروز را منتسب به امور دينى كرده ، در حق آن احاديث و روآيات پرداختند .
بزرگان ايران نيز با پيشرفت اين فكر دشمنى نكردند زيرا معتقد بودند كه رسوم و آداب ملى آنان بدين طريق بهتر محفوظ مىماند .
بهاى هدايائى كه حكام در زمان معاويه هنگام نوروز و مهرگان به خزينه مىدادند در حدود پنجاه ميليون درهم بود و تا زمان عمر بن عبد العزيز هر ساله مبلغى بدين نام تحويل خزينه مىشد .
ظهور ابو مسلم خراسانى ، پديد آمدن طاهريان و اقتدار و نفوذ برمكيان در دستگاه خلافت عباسيان ، مراسم ملى ايرانيان را دوباره جلوه و رونق و اعتبار كامل بخشيد .
طبرى ضمن بيان حوادث سال 248 نوشته است :
« در روز چهار شنبه سه شب از جمادى الاولى رفته ، مطابق با شب يازدهم حزيران در بازارهاى بغداد از جانب خليفه منادى ندا در داد كه در شب نوروز آتش نيفروزند و آب نريزند و نيز در روز پنجم همين مذاكره شد ولى در هنگام غروب و روز جمعه بر باب سعيد بن تسكين ، محتسب بغداد كه در جانب شرقى بغداد است ندا در دادند كه امير المؤمنين مردم را در افروختن آتش و ريختن آب آزاد گردانيده است . پس عامه اين كار را به افراط رسانيدند و از حد تجاوز كردند چنان كه آب را بر محتسبان شهر بغداد فرو ريختند . »
نوروز در دربار سامانيان ، ديليميان و زياريان : خاندانهاى بزرگ ايرانى سامانيان ، ديلميان و آل زيار به رعايت و حفظ سنن ملى دلبستگى فراوان داشتند ، هنگام نوروز و جشنهاى بزرگ ديگر به روش پدران و نياكان خود مردم را بار عام مىدادند و آداب ديرين را معمول مىداشتند .
اشعار نغز و دلكشى كه از اين روزگاران به جا مانده حاكى از علائق و احساسات پادشاهان و مردم آن زمان به چنين مراسم ملى مىباشد . در زمان ديالمه كار به جائى رسيد كه بغداد مركز
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1943
مساهمون: ژان شاردن
ص١٩٤٣