سروش آورد ترا دانايى و بينايى به كاردانى ، و دير زيو باخوى هژير ، و شادباش بر تخت زرين ، و انوشه خور به جام جمشيد ، و رسم نياكان در همت بلند و نيكوكارى و ورزش داد و راستى نگاهدار ، سرت سبز باد و جوانى چو خويد ، اسپت كامگار و پيروز ، و تيغت روشن و كارى به دشمن ، بازت گير او خجسته و كارت راست چون تير ، و هم كشورى بگير نو بر تخت با درم و دينار ، پيشت هنرى و دانا گرامى ، و درمخوار و سرايت آباد و زندگانى بسيار .
چون اين بگفتى چاشنى كرد و جام به ملك دادى و خويد در دست ديگر نهادى و دينار و درم در پيش تخت او بنهادى و بدين اين خواستى كه روز نو و سال نو هر چه بزرگان اول ديدار چشم بر آن افگنند تا سال ديگر شادمان و خرم با آن چيزها در كامرانى بمانند ، و آن بر ايشان مبارك گردد كه خرمى و آبادانى جهان در اين چيزهاست كه پيش ملك آوردندى . »
آوردن زر به خدمت پادشاه از آن سبب بود كه مىگفتند : ديدن زر بر روشنى چشم ، شادى دل ، نيروى دانش ، زيبائى چهر ، فرجوانى مىفزايد و پيرى را مىراند . و معتقد بودند انگشترى نشانهء مردانگى و راى درست و عزيمت نيكوست . در فضيلت خويد مىگفتند : جو هم داروست و هم غذا ، هر جا افتاده شود مىرويد ، بيست و چهار گونه بيمارى سخت را شفا مىبخشد ، سبوس جو و گندم پىهاى سست را نيرو مىدهد . پرپشتى و فزونى خويد جو نشانهء فراخى معيشت و ارزانى است ، ترقى ديوان را به پايهء مردمى و فزونى مردم را به جايگاه فرشتگان به نيروى قلم مىدانستند و شاه جانوران گوشتخوار را باز ، و شريفترين چهارپايان را اسب تصور مىكردند .
شراب را سودمند مىشمردند و مىگفتند : مى زدايندهء غم ، فزايندهء شادى است . شراب تن را فربه ، گونه را سرخ ، و پوست تن را نرم و تازه ، و فهم را تيز ، و مردمان بخيل و جبان را بخشنده و بىباك مىكند .
براى ديدار نيكو چهار خاصيت مىشمردند : خجسته كردن روز ، خوش گردانيدن عيش ، زياد شدن مال و جاه ، افزون شدن مردانگى و جوانمردى .
پس از اين تشريفات شهرداران و اسپهبدان و بزرگان به خدمت پادشاه حاضر مىشدند و تحفهها و پيشكشهاى خود را كه معمولا از طرائف و ظرائف بود از نظر شاهنشاه مىگذراندند .
پادشاه فرمان مىداد هر چيز را كه گرانبها و پر ارزش بود در خزانه نگهدارند و آنچه باقى مىماند به حاضران مىبخشيد . علاوه بر اين هر يك را به نسبت پايه و منزلتى كه داشت مىنواخت و چيزى مىداد .
روز نوروز آبى را كه چند دوشيزه از زير آسياب برداشته و در كوزهاى آهنين يا مسين مزين به ياقوت و زبرجد كرده بودند به خدمت پادشاه مىآوردند . در اين روز سلطان براى تبرك شير و پنير تازه و پاك مىخورد .
آئين پذيرايى : شهرياران ساسانى را معمول چنين بود كه از اول تا پنجم فروردين طبقات مختلف را در دربار خود راه مىدادند . در روز اول ، عامهء مردم ، در روز دوم دهگانان ، روز سوم موبدان بزرگ به خدمت شهريار مىشتافتند ، روز چهارم تنها افراد خاندان و مصاحبان مخصوص ، و روز
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1942
مساهمون: ژان شاردن
ص١٩٤٢