هم اكنون نيز مراسم جشن سده را به جا مىآورند معتقدند كه شب اول فروردين فرشتهاى به همه خانهها سركشى مىكند ، به همين واسطه براى خوشآمد او و اين كه خاطرش آزرده و ملول نگردد چند روز پيش از اين هنگام با مواظبت و مراقبت تمام همه جاى خانه را پاك مىكنند ، گرد و غبار از فرشها مىگيرند ، گلاب مىپاشند تا فرشته ، وقت ورود از ديدن خانه و ساكنين آن بيزار نگردد . حتى براى پذيرائى او در تنور خانه نان تازه و بهترين غذا و خورش مىگذارند تا از آن بخورد ، چراغ هم تا صبحگاه روشن است .
بجا آوردن اين مراسم بىشك نشانهاى از اعتقاد نيروى پاك فرهوشى است كه با وجود گذشت زمانهاى دراز همچنان به خاطرها مانده است .
نوروز خاصه و عامه : مدت جشن نوروز را تاريخنويسان و پژوهندگان مختلف ذكر كرده برخى يك ماه و بعضى كمتر نوشتهاند . آنچه از متون تواريخ و ساير مآخذ و منابع استنباط مىشود اينست كه مدت اين جشن ده روز بوده كه پنج روز اول را نوروز عامه و پنج روز دوم را نوروز خاصه يا نوروز بزرگ يا جشن بزرگ مىناميدهاند .
ابو ريحان در اشاره بدين مطلب نوشته : « و آنچ از پس اوست از اين پن ، روز همه جشنهاست و ششم فروردين ماه نوروز بزرگ دارند زيراك خسرون بدان پنج روز حقهاى حشم و گروهان و ( بزرگان ) بگزاردندى و حاجتها روا كردندى ، آنگاه بدين روز ششم خلوت كردندى خاصگان را . و اعتقاد پارسيان اندر روز نخستين آنست كه اول روزيست از زمانه و به دو فلك آغازيد كشتن . »
شهمردان رازى در روضهء المنجمين آورده است :
« آنچه معروفست آن دانند كه خسروان چون نوروز بودى بر تخت نشستند و پنج ، روز رسم بودى كه حاجت مردم روا كردندى و عطاهاى فراوان دادندى و چون اين پنج روز بگذشت به لهو كردن و باده خوردن مشغول شدندى پس اين روز از اين سبب بزرگ كردندى . »
تا اوان شهريارى هرمز بن شاپور اين رسم و آيين برقرار بود . از آن پس ، فاصله و تفاوت ميان نوروز عامه و خاصه از ميان برخاست و پيوسته شد .
چنان كه به اجمال اشاره گرديد در پنج روز اول همهء مردم به رسيدن جشن نوروز شادىها مىكردند و به سرور و خوشى مىپرداختند . بجا آوردن آداب نوروز خاصه در دربار پادشاهان باشكوه و جلال بود - به قول صاحب نورزنامه « آئين ملوك عجم از گاه كيخسرو تا به روزگار يزدجرد شهريار كه آخر ملوك عجم بوده چنان بوده است كه نوروز نخست كس از مردمان بيگانه موبد موبدان پيش ملك آمدى با جام زرين پرمى ، و انگشترى ، و درمى و دينارى خسروانى ، و يك دسته خويد سبز رسته و شمشيرى و تير و كمان ، دوات و قلم ، و اسپى و بازى و غلامى خوبروى ، و ستايش نمودى و نيايش كردى او را به زبان پارسى به عبارت ايشان . چون موبد موبدان از آفرينش بپرداختى پس بزرگان دولت درآمدندى و خدمتها پيش آوردندى . »
آفرين موبد موبدان بر ايشان : « شها به جشن فروردين ، به ماه فروردين آزادى گزين يزدان و دين كيان ،
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1941
مساهمون: ژان شاردن
ص١٩٤١