تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1930

مساهمون:

ص١٩٣٠
بزرگ و خوبى در آن ساخته شده است . »

ميانه - از نظرگاه كنت دوسرسى

يكى از جهات اشتهار ميانه وجود يك نوع حشره در آن است كه مله نام دارد و گزيدنش مهلك است . در غالب سفرنامه‌هايى كه به زبان انگليسى يا زبانهاى ديگر نوشته شده ، همچنين در بعضى كتابها از اين حشره به صورت بسيار زشتى ياد شده ، ولى به نظر من اين حشره چندان كه ياد كرده‌اند خطرناك نيست . به هر صورت مسافرانى كه وارد ميانه مىشوند ترجيح مىدهند شبها را بيرون قريه بخوابند تا از آسيب گزيدن آن در امان بمانند . يكى ديگر از موجبات شهرت ميانه قاليبافى آنست . قاليهاى بافت اين شهرك ظريف است و نقشهاى جالبى دارد . پارچه‌هاى پنبه‌اى بافت ميانه زيباست . اين شهرك ششهزار نفر جمعيت دارد . و دكتر هينريش بروگش در سفرنامه‌اش آورده : ميانه تا قريهء تركمن چاى هفت يا هشت فرسخ فاصله دارد ، و در دامنهء غربى قافلان كوه در دشت نسبة گشاده‌اى واقع شده . در ميانه ساس بسيار است . سفير پروس كه به جمع‌آورى حشرات مختلف علاقه دارد و از روزى كه پا به خاك ايران نهاده‌ايم هرگونه حشره را جمع‌آورى كرده از يكى از اهالى ميانه خواهش كرد چند ساس براى او بياورد و مبلغى انعام بگيرد . او از اين درخواست متعجب شد . بىدرنگ شال كمرش را باز كرد و از چين قبايش چند ساس بيرون آورد و به سفير داد . معلوم شد اين حشره در چين و شكن لباس همهء مردم وجود دارد . در آن سوى ميانه چند رودخانهء كوچك كه عرض هر كدام از پانزده تا بيست پا درنمىگذرد به موازات هم جريان دارند . اين رودهاى كوچك در جنوب ميانه به شاهرود مىپيوندند ، و سپس مجموعا به قزل اوزن مىريزند . و الكسيس سولتيكف نوشته است : اگر بتوان به چندين كلبهء بسيار حقير كه در آنها گروهى گدا جمع آمده‌اند و به جاى همه چيز در آن ساس است نام شهرك يا ديه داد آن را بايد ميانه ناميد . موريس دوكوتز بوته در سفرنامه‌اش درباره ميانه نوشته است : ميانه پايتخت غريب‌گزهاست . اين حشره خطرمند را كه كنه ميانه نام دارد بايد حشره‌شناسان جدّا مورد مطالعه قرار دهند . غريب‌گز ميانه از كنه اروپايى درشت‌تر مىباشد . رنگش خاكسترى مايل به سياه است ، و روى پشتش از خالهاى قرمز رنگى پوشيده شده . لانه‌اش ميان سوراخهاى ديوارهاى كهنه است چون از روشنايى گريزان مىباشد . شبها به حركت درمىآيد . ظاهرا در زمستانها مانند مارها ، قورباغه‌ها ، لاك‌پشتها و بعضى جانوران ديگر به خواب زمستانى فرو مىرود و دچار نوعى بىحسى مىگردد و چون هوا گرم شود زندگى عاديش را آغاز مىكند . زهرش خالى از خطر نيست و گاهى كشنده است . نكته قابل توجه اين كه اين غريب‌گرها به مردم محل كارى ندارند و چنان كه از نامشان برمىآيد دشمن غريبانند . در ميانه كارخانهء قالى بافى زياد است ، قالى را از نخ پشم شتر مىبافند ، و قالىبافان در
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1930 | ژان شاردن / اقبال يغمايى