مرند عشاير قريب دو هزار چادر برپا داشتهاند ، يعنى دو هزار خانوار در آن چادرها زندگى مىكنند . شهر قريب هزار خانه دارد ، و هر سال هفده هزار تومان به علاوه هزار خروار گندم ماليات به دولت مىدهند . مرند به مرز روسيه نزديك است . از اين رو داراى موقعيت سوق الجيشى حساسى است ، و دولت نه فوج سرباز و هزار تن توپچى در آن مستقر كرده است .
گاسپار دروويل كه در زمان پادشاهى فتحعلى شاه به ايران آمده در سفرنامهاش نوشته :
مرند شهرى است كوچك امّا پر جمعيت از توابع آذربايجان . در جلگهاى وسيع و سرسبز و خرم نزديك رود سه لوءلوء نهاده شده و پيرامونش باغهاى بزرگ و پر حاصل است . سوار نظام عباس ميرزاى وليعهد هر سال سه ماه در مراتع گسترده دامن و باصفاى آن به سر مىبرند .
حكومتش با خانى است كه از نظر سازمانى در مقام دوم مىباشد .
مرند به نوشته موريس دوكوتز بوئه
ديوارهاى بيرونى خانههاى مرند تميز ، و بعضى از كوچههايش سنگفرش مىباشند ، و همين امتياز مرند را از ديگر شهرهاى ايران كه از آن گذشتهام ممتاز مىدارد .
نام اين شهر شايد از ماراندا كه در زبان ارمنى به معنى گور مادر است گرفته شده باشد ؛ زيرا مردم بر اين اعتقادند كه زن نوح در اين شهر به خاك خفته است و بر گور او مسجدى ساختهاند .
مسجد جامع اصفهان يا مسجد عتيق : اين مسجد از جمله شاهكارهاى معمارى است كه از روزگاران كهن به جا مانده است . اين مسجد در زمان سلاجقه به جاى مسجد بسيار كهنى كه بر اثر تصادف زمان ويران شده و از آن هيچ اثرى به جا نمانده ساخته شده است خواجه نظام الملك وزير ملكشاه سلجوقى قسمتى از اين مسجد را بنيان نهاد و قسمتى را نيز تاج الملك در سال 481 بر پاداشت . باطنيّه در سال 515 به اين مسجد آتش درافكندند و قسمتى از آن را سوزاندند . در سال 710 محمد ساوجى وزير سلطان اولجايتو قسمتى از مسجد از جمله محراب آن را ساخت :
و قطب الدين پادشاه آل مظفر بخشى ديگر از آن را تجديد عمارت كرد ، و در سال 851 سلطان محمد پسر بايسنقر در قسمت غربى مسجد شبستانى بنا نهاد . اين مسجد در زمان پادشاهى شاه تهماسب ، شاه عباس كبير ، شاه عباس دوم ، شاه سليمان و شاه سلطان حسين به تدريج تجديد بنا و در مواردى تعمير شد . بدين شرح كه شاه سليمان ايوان شمالى و قسمتهاى شمالى ايوان غربى را تزيين و شاه سلطان حسين ايوان شرقى را تجديد بنا كرد . حاجى محمد حسين خان كه در زمان فتحعلى شاه حاكم اصفهان بود نيز در جنوبى و بعضى قسمتهاى ديگر مسجد را ساخت .
مشك : در دوران شكوهمند شهريارى ساسانيان نيايشكنندگان اهورمزدا بر خود واجب مىشمردند با تن و جامهء پاك و خوشبوى به عبادت بپردازند ، و مشك مطبوعترين و رايجترين مادهء معطرى بود كه براى خوشبو كردن خويش به كار مىبردند . در ايران مشك وجود نداشت و آن را از چين مىآوردند . چينيان مشك را از نوعى آهوى معروف به آهوى مشكين به دست مىآوردند .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1928
مساهمون: ژان شاردن
ص١٩٢٨