زكرياام .
امير سخت به خشم آمد و از بسيارى غضب و بيم جان به ناگاه از زمين برخاست و به دنبال او دويد . محمد بن زكريا به چابكى از گرمابه بيرون آمد خود بر اسب و غلامش بر استر سوار شدند و هر دو روى به آموى نهادند . امير منصور چون احوال آن دو پرسيد گفتند كه بر اسب نشستند و رفتند .
از روى ديگر پزشك و غلامش تا كنار جيحون از اسب پا بر زمين ننهادند . از آن جا به كشتى نشستند ، و خود را به مرو رساندند . محمد بن زكريا از آن جا نامهاى به منصور فرستاد كه در آن نوشته بود : زندگى و سلامت و شوكت امير بر دوام باد ، درمان بيمارى آن شهريار به سبب نقصان حرارت غريزى از راه به كار بردن دارو به طول انجاميد از اين رو به تداوى نفسانى پرداختم چنان كه ديدى عمل كردم و نتيجه نيكو به بار آمد . اميد آن كه امير آن گستاخى را بر من ببخشايد .
امير منصور هداياى ارزندهاى براى وى فرستاد و فرمود هر سال دو هزار دينار و دويست خروار غله در حق پزشك نامى منظور دارند .
اين پزشك بلند نام كه در حكمت و فلسفه و علوم ديگر تبحر داشت به سال 313 در گذشت .
محمد بن محمود بن احمد طوسى كتاب عجايب المخلوقات را كه تنها اثر اوست در فاصله سالهاى 562 تا 573 تاليف و به ابو طالب طغرل بن ارسلان بن طغرل امير سلجوقى عراق كه از سال 556 تا 573 بر آن سامان حكومت داشته تقديم كرده است . محتويات اين كتاب غالبا فاقد جنبهء علمى و آگنده از حكايات و قصص و اطلاعاتى است كه به صورت جدى و قطعى بيان شده اما اصالت ندارد و مىتوان آن را از متون سرگرمكننده به شمار آورد .
مدرسه از نظرگاه تاورنيه در مدرسه به هر طالب علم يك حجره مىدهند . حجرهها فاقد هر گونه اسباب و لوازم زندگى است ، و هر كس بايد خودش وسايل زندگيش را اعم از فرش و جامه خواب و چراغ و لوازم پختن غذا فراهم كند . طلّاب ، معلم مخصوص و معين ندارند و مىتوانند در مجلس درس مدرسه همان مدرسهاى كه در آن ساكنند يا پيش مدرسى ديگر حضور يابند و درس بخوانند .
در هر يك از شهرهاى بزرگ نيز چنين مدارس و مدرسانى وجود دارند . و هركس مختصر سوادى داشته باشد براى كسب نام و شهرت دعوى تدريس انواع علوم مىكند . زيرا در ايران اهل علم حرمت بسيار دارند ، و شاگردان هر مدرس مىتوانند براى معلمان خود مبلغانى خوبى باشند . به همين سبب برخى از مدرسان به طلابى كه در مجلس آنان حضور مىيابند از جيب خود مبلغى پول مىدهند .
رسم بر اين است كه در مجلس درس ، شاگرد دو سه خط از كتابى را مىخواند و زان پس مدرس به تفسير مىپردازد . بعد شاگردى ديگر چند سطر مىخواند و مدرس تفسير مىكند تا درس خاتمه يابد . همچنين رسم بر اين جاريست كه هر شاگرد پس از خواندن چند سطر به منظور اداى احترام برپاى مىايستد و تا وقتى مدرس اجازه ندهد نمىنشيند . يك نفر مدرس در
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1925
مساهمون: ژان شاردن
ص١٩٢٥