خرابهايست كه اگر يك قطره آب بر زمين بريزند در دم تعداد زيادى عقرب از لانههاشان بيرون مىآيند .
بازار كاشان بسيار عالى است . در اين بازارهاى سرپوشيده كه در دو طرفشان دكان ساخته شده صنعتگران و فروشندگان مختلف از بامداد تا شامگاه سرگرم كارند . در دكانهاى پارچه فروشى انبوهى از زنان جمع مىشوند . كتابفروشيها جايگاه آمد و رفت ملايان است .
مسگرها كه مشغول ساختن ظرفهاى مسين مىباشند با كوبيدن چكشى بر مس صداهاى كركنندهاى ايجاد مىكنند . از روى ديگر كبابپزها در حالى كه سيخهاى كباب را روى آتش گذاشتهاند و آنها را باد مىزنند ، و ديزىپزها كه در ديزيهاى سياه غذاى مورد طبع مردم را آماده مىكنند در مجموع به بازار جنب و جوش و تحرك چشمگيرى مىدهند .
بازار افزون بر آن كه جايگاه داد و ستد مىباشد محل شنيدن اخبار خوب و بد ، مكان تجمع هرگونه مردم اعم از بيكاران و صاحبان حرف و مشغله مىباشد .
مدرسه كاشان كه ساختمان آن تازه پايان يافته بنايى مجلل و با شكوه است ، و شنيدم مدرسان دانشمند دارد .
مختصر نوشتهء تاورنيه درباره كاشان
كاشان شهرى بزرگ ، پر جمعيت و حاصلخيز است ، و همه گونه وسايل معيشت در آن هست . پيرامونش ديوار بلنديست كه بسيار جاى آن خراب شده ، و مردم ناچار نيستند براى بيرون شدن يا درآمدن به آن از دروازهها آمد و شد كنند . در اين شهر بيش از ششصد خانوار يهودى سكنى دارند و شرابسازى شهر به دست ايشان اداره مىشود . صنعتگران و هنرمندان كاشان در ساختن ظروف مسين و انواع پارچههاى زربفت مهارت زياد دارند . بازارها و كاروانسراهاى شهر كه غالبا به فرمان شاه عباس كبير ساخته شده در نهايت زيبايى و استحكام است ، اما به سبب عدم مواظبت رو به خرابى مىرود .
در كاشان سكّه نيز ضرب مىكنند .
پاتينجر در سفرنامهاش دربارهء كاشان نوشته است :
كاشان در انتهاى كوير مركزى ايران كه از جانب شمال تا نزديك متفرعات كوههاى مازندران ادامه دارد واقع شده و خاكش ماسه است . اين شهر پيش از حكومت محمد حسين خان انتظام الدوله بر اثر عوامل متعدد سخت ويران بود و اكنون به يمن توجه وى رو به آبادانى نهاده است . مصنوعاتش ظرفهاى مسين ، قالى ، و پارچههاى ساده و گلدار ابريشمين مىباشد كه در نهايت امتياز و نفاست است ، و من چند شال گردن ابريشمين كه به تقليد شالهاى كشميرى بافته بودند ، و از نظر رنگ و لطافت و ظرافت از آنها گرو مىبرد خريدم .
كاشان عقرب و رطيل فراوان دارد .
در كتاب حدود العالم من المشرق الى المغرب كه در سال 372 هجرى قمرى نوشته شده درباره كاشان آمده است :
« كاشان شهرى است بسيار نعمت ، از آن جا دبيران و اديبان بسيار خيزند ، و اندر وى
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1910
مساهمون: ژان شاردن
ص١٩١٠