سيد جلال الدين مؤيد الاسلام كاشانى نويسنده و مدير روزنامه حبل المتين كه در بيدارى ايرانيان و حمايت از مشروطهخواهان خدمات بزرگى انجام داده است .
گاسپار دروويل نوشته است :
كاشان يكى از شهرهاى معتبر عراق عجم است ، و از جمله جهات شهرتش كارگاههاى نساجى زياد است كه در آنها انواع پارچههاى مخمل ، زرى و اقسام ديگر پارچههاى ابريشمى در نهايت لطافت به رنگها و نقشهاى متنوع و بديع بافته مىشود . مسگريش نيز شهرت و امتياز زياد دارد ، و ميوهها مخصوصا هندوانههايش از نظر مزه بهتر از هندوانههاى اصفهان مىباشد .
رودخانهاى كه از ميان شهر مىگذرد جلگه پهناورى را مشروب مىكند . كاشان تابع بيگلر بيگى اصفهان است .
كنت گوبينو در سفرنامهاش نوشته است :
كاشان يكى از شهرهاى بزرگ ايران است ، و دربارهء خوب و بد آن مىتوان مطالب زيادى نوشت . اين شهر از جمله بزرگترين مراكز صنعتى ايران مىباشد . در آن انواع حرير به رنگهاى مختلف مىبافند كه ارزان است و بدون اين كه رنگشان تغيير كند شسته مىشوند .
همچنين مسگريهاى فراوان دارد ، ظرفهاى مسى را در اندازهها و به شكلهاى گوناگون ، نقشدار يا ساده درست مىكنند . از ديگر هنرهاى هنرمندان كاشان بشقابها و فنجانهاى زيبا به رنگهاى سرخ و سبز و آبى است كه مانند ميناكارى بديع مىباشد . البته اين ظرفها آب را در خود نگه نمىدارند اما زيبا هستند .
صنعت پارچهبافى كاشان نسبت به صد و پنجاه سال پيش سير قهقرايى طى كرده ، زيرا در آن روزگاران نه تنها حريرهاى بسيار نرم و ظريف و پارچههاى سيمبافت و زربفت مىبافتند ، بل كه مخملهاى بىنظيرى درست مىكردند كه شهرت جهانى داشت و بسيار ارزان بود .
كاشان نه فقط از لحاظ صنايع دستى مهم و معتبر است بل كه دانشمندانى در فلسفه و شعر و الهيات به عالم علم و ادب تقديم كرده است .
در كاشان يك چاپخانه سنگى نيز داير است كه چندين كتاب در آن به طبع رسيده است .
كاشانيها مردمانى گشادهرو و خوش مشربند امّا به جبن نيز مشهورند و دربارهء ترس آنان از به كار بردن سلاح داستانها پرداختهاند . مىگويند از ميان مردمان كاشان هرگز يك جنگجو يا سردار بنام برنخاسته است ، و براساس همين نسبتها دولت جرأت نمىكند از اهل كاشان فوجى ترتيب دهد ، و به هنگام ضرورت به جنگ بفرستد . حتى در زمان صلح نيز ناچار است عدهاى از سربازان نقاط ديگر را بر ايشان بگمارد تا در تاريكى شبها وقتى تنها مىمانند نترسند . و اگر بخواهم داستانهايى را كه در اين باره بر سر زبانهاست بياورم پايان ندارد .
هيچ يك از شهرهاى ايران به قدر كاشان عقرب ندارد . اين حشرات زهرآگين و خطرناك هر جا و در هر خانه از ديوارها و لابهلاى سنگها در حركتند . بيرون دروازهء شهر
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1909
مساهمون: ژان شاردن
ص١٩٠٩