تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1892

مساهمون:

ص١٨٩٢
آغاز نهاد و در سال 702 به پايان رساند . در آن زمان اين بناى باشكوه و پر عظمت بىقرين بود چنان كه ديوارهايش از سى و سه آجر چسبيده كنار هم هر آجر ده من تبريز وزن داشت درست شده بود ، و ارتفاع قبه‌اش به صد و بيست متر مىرسيد . داخل و خارج قبه به خطا و نقشهاى بديع آرايش يافته بود و در اين كار چندان گشاده دستى كرده بود كه ديده از ديدن آن بناى مجلل سير نمىشد . چنان كه تنها براى آفرينش نقشهاى سقف قبه سيصد من لاجورد به كار رفته بود . افزون بر اينها براى آرايش داخل قبّه هشتاد قنديل طلا و نقره كه وزن هر كدام پانزده من تبريز بود آويخته بود ؛ و وزن يكى از قنديلها كه از زر و سيم خالص بود از هزار مثقال افزون بود . غازان پادشاهى مردم‌آميز و نكو خوى و نكوكار بود . وى پرورشگاهى ايجاد كرد كه همواره صد نفر از بچه‌هاى سر راهى را در آن جا نگهدارى كنند . مواجب دايگان و معلمان را معين كرد . همچنين رويهء صد مجلد مصحف كه هر سال براى استفاده اين كودكان پرورشگاهى به تجديد بخرند تا آن گاه كه بزرگ شدند و صنعت و حرفتى بياموزند . همچنين موقوفه‌اى معين كرد كه از درآمد آن در فصل زمستان كه سرما و برف باشد چينه بر بام ريزند تا مرغان هوا بخورند و نميرند . و موقوفاتى ديگر كه از عوايد آنها به پانصد نفر از بيوه زنان درويش به هر نفر چهار من پنبه بدهند تا مايه سازند ، و سبوى بسيار بخرند تا اگر سبوى كنيزى يا غلامى يا خانه شاگردى هنگام كشيدن و بردن آب بشكند و از خداوندگار خود بترسند در عوض به آنان بدهند . غازان خان راهها و پلها ساخت ، رسم ربا خوارى را برانداخت ، و زنها و پيمانه‌ها را يكسان كرد . شرب شراب و بد مستى را در شارع عام منع فرمود . شهر اوجان را كه ويران شده بود از نو بنا كرد ، و در آن جا بازارها ، گرمابه‌ها ، كاروانسراهاى خوب ساخت . دور تبريز و شيراز را بارو كشيد ، و در همدان خانقاهى بزرگ بر پا كرد . او در سال 703 در تبريز دچار درد چشم سختى شد . طبيبان براى معالجت وى دو جاى بدنش را داغ كردند . غازان بن ارغون بن آباقا خان بن هلاكو خان بن تولى خان بن چنگيز خان كه سحرگاه شب آدينه بيست و نهم ربيع الآخر سال 670 قمرى از بطن قلتاق ايگاچى در وجود آمده بود پس از سى و دو سال و پنج ماه و دوازده روز عمر و قريب نه سال سلطنت پسين‌گاه يك شنبه يازدهم شوال 703 نزديك قزوين درگذشت . غايشه پوششى بوده است ساده يا نگارين از پارچه كه پس از پياده شده صاحب مقامى از اسب خدمتگرش براى مصون ماندن زين از باران يا گرد و غبار روى زين مىگسترده است . غايشه‌دار موظف بوده هنگام حركت مهتر خود ، غايشهء تا شده را زير بغل بگذارد و پيشاپيش اسب برود تا در موقع لازم آن را روى زين اسب پهن كند ؛ و غايشه داشتن يكى از نشانه‌هاى سرورى و مهترى بوده و شاهان و وزيران و افراد جاه‌مند غايشه و غايشه‌بر ، داشته‌اند . منوچهرى گفته است :
حاش للّه كه اگر زنده شود حاتم طى * پيش اسب تو كشد غايشه در زير بغل
و معزى سروده است
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1892 | ژان شاردن / اقبال يغمايى