بر اثر بيمارى صرع از دنيا رفت و در نجف اشرف به خاك سپرده شد . و او از پادشاهان آل بويه نخستين كسى بود كه در نجف به خاك خفت .
عطاء الدين على قوشچى در جوانى بازدار و نگهدارنده مرغان شكارى الغ بيگ ميرزا شاهزاده تيمورى بود و بدين جهت بدين لقب شهرت يافت . وى رياضيات را به كمال مىدانست ، و در دربار الغ بيگ چندان قرب و منزلت داشت كه امير از غايت تقرب او را فرزند خطاب مىكرد . وى از جمله دانشورانى بود كه در ترتيب و تكميل زيج الغ بيگى خدمات شايان كرد و تشكيلات زيج را كه به سبب مرگ غياث الدين جمشيد كاشانى و قاضى زاده رومى به آخر نرسيده بود به فرمان الغ بيگ در سال 841 به پايان برد .
قوشچى پس از مرگ شاه به زيارت خانه خدا رفت و چون به تبريز رسيد اوزون حسن مقدمش را گرامى داشت . وى را براى بستن پيمان صلح با سلطان محمد ثانى از سوى خود به عثمانى فرستاد . ملا على پس از انجام دادن اين مهم رساله محمديه را در علم حساب به نام پادشاه عثمانى تأليف كرد ، و از آن پس به مدرسى مدرسه ايا صوفيا منصوب شد .
حاشيه شرح كشاف تفتازانى ، شرح تجريد خواجه نصير الدين طوسى ، محمود الحمايل فى كشف المسائل ، هيأت فارسى ، و چند كتاب ديگر از جمله آثار اوست .
اين دانشمند بزرگ در سال 879 قمرى - 854 خورشيدى - در قسطنطنيه درگذشت و در جوار قبر ابو ايوب انصارى به خاك رفت .
عود ساز زهى مضرابى داراى پنج يا هفت سيم مضاعف ، كاسهء طنينى به شكل گلابى كه خرك بر آن قرار دارد و داراى سوراخى مىباشد . دستهاى نسبتا پهن و متصل به كاسه ، و داراى پردهها يا بدون آن ، و سرى به عقب برگشته در انتهاى ديگر دسته كه داراى پيچهايى براى كوك كردن است . يك طرف كاسهء طنين مسطح است ، و خرك تقريبا در 8 / 1 انتهايى طول آن قرار دارد .
سيمها از روى خرك مىگذرند و به پيچها متصل مىشوند . عده سيمها در ادوار مختلف متفاوت بوده است . عود سازى بسيار قديمى است و در حدود دو هزار سال قبل از ميلاد در شرق نزديك وجود داشته است . در نقوش بابلى و آشورى اين ساز داراى دستهاى دراز و كاسهاى گلابى شكل كوچك است . در ماخذ اسلامى بين عود و بربط تميز نگذاشتهاند . مسعودى در مروج الذهب آن را به لامك نسبت داده است ولى در جايى ديگر آن كتاب گويد كه عموما اختراع اين ساز به يونانيان منسوب است . همچنين اختراع آن را به فيثاغورث ، افلاطون ، اقليدس ، و بطلميوس ، منسوب كردهاند و نيز گفتهاند كه عود در عهد سلطنت شاپور اول پادشاه ساسانى اختراع شد . ساز معروف به لوت
tuL
در مغرب زمين از عود مشتق شده است . اين ساز نخستين بار در قرن دهم در اروپا مشاهده مىشود ، از قرن چهارده به بعد در اروپا رواج داشته و در قرن شانزدهم اهميت آن به اوج خود رسيده است چنان كه آن را ساز شاهان مىخواندهاند . در نيمهء دوم قرن هيجدهم به سبب تكامل پيانو از اهميت آن كاسته شد . لوت داراى پرده است . تعداد پردهها در آغاز هشت بود ، در قرن هفدهم به ده و در قرن هجدهم به دوازده رسيد . در اواخر قرن نوزدهم لوت دگر بار مورد توجه قرار گرفت .