تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1891

مساهمون:

ص١٨٩١
برگرفته از ستون دوم صفحه 1785 جلد دوم دائرة المعارف فارسى به سرپرستى دكتر مصاحب غازان خان : چنان روى نمود كه زيباترين و محبوب‌ترين زنان ارغون سخت بيمار و مرگش نزديك شد . در لحظات جان سپردن به شوهرش وصيت كرد جز از دودمان او همسرى برنگزيند . ارغون اين وصيّت را به كار بست ، و پس از سپرى شدن مدتى از قوبيلاى قاآن خواست از نزديكان همسر متوفايش دخترى براى او برگزيند . قاآن شاهزاده خانمى هفده ساله انتخاب كرد و همراه سه تن از امراى ارغون و همراهان ايشان كه براى بردن عروس آمده بودند روانه داشت . اين گروه با سه تاجر ونيزى : ماركوپو ، نيكو پولو ، و مافيو پولو كه در پايتخت قوبيلاى قاآن اقامت داشتند و عازم ايران بودند ، همراه شدند . و با سيزده كشتى رو به راه نهادند . اما چنان اتفاق افتاد كه از مجموع ششصد نفر سرنشينان سيزده كشتى در اين سفر دراز جز هفده نفر آنان كسى زنده نماند . اين گروه پس از هجده ماه به هرمز رسيدند و در آن جا از مرگ ارغون كه در سلخ صفر 690 اتفاق افتاده بود آگاه شدند . سه تاجر ونيزى و يكى از امراى ارغون كه زنده مانده بودند در زنجان به خدمت غازان بار يافتند و عروس را به او سپردند ، و وى پس از مدتى با آن دختر زيبا عروسى كرد . پس از مرگ ارغون گيخاتو روز بيست و سوم رجب 690 به مقام ايلخانى رسيد . او فرمانروايى فاسق و عياش و سبكسر بود ، و چندان از او كارهاى ناصواب سر زد كه پنج شنبه ششم جمادى الاولى سال 694 به قتل رسيد ، و در ماه جمادى الاول همان سال بايد و جانشين وى گرديد . او نيز فاقد تدبير و خرد بود و در شهوترانى و خونريزى و ربودن مال مردمان هرگز بيم نمىكرد ؛ و سرانجام روز چهار شنبه 23 ذى قعده 694 به دست غازان كشته شد . غازان در آخرين روز سال 694 كه اتفاق را مصادف نوروز بود بر تخت پادشاهى جلوس كرد ، و از آغاز سلطنت به جنگيدن با مخالفان پرداخت . پس از آسوده شدن از اين كار بزرگ به آباد كردن كشور آغاز نهاد . گفتنى است كه ارغون در زمان سلطنتش غازان را به حكومت خراسان فرستاد و او كه در آن زمان بت‌پرستى متعصب بود در خبوشان چند بتخانهء بزرگ ساخت ؛ و هر روز چند ساعت در آن بتخانه‌ها عبادت بتان مىكرد . اما در سال 694 بر اثر تبليغ صدر الدين حمويهء جوينى و همرايى امير نوروز اسلام آورد ، و روز چهارم شعبان اين سال كلمهء توحيد را بر زبان جارى ساخت و به پيروى وى عدهء بسيارى از مغولان مسلمان شدند ؛ و هم او دستور داد فرمانها و احكام رسمى را با بسم الله آغاز كنند . او هنر دوست و دانشپرور بود . زبانهاى فارسى و مغولى را خوب مىدانست و به زبانهاى چينى ، تبتى ، لاتينى ، و عربى آشنايى داشت . جز اين به هنرها و حرفه‌هاى نقاشى ، ستاره‌شناسى ، آهنگرى ، بنايى و اسلحه‌سازى آشنا بود و به آبادانى و ساختن بناهاى با شكوه شوق فراوان داشت . در سومين سال سلطنتش در سه ربع فرسخى تبريز به ساختن شنب غازان