كرد . اما چون نه لويى چهاردهم و نه رؤساى شركت براى پادشاه ايران هديهاى نفرستاده بودند شاه و وزيران از بىاعتنايى آنان رنجيدهخاطر شدند و بيم دادند كه از ادامهء كار آنان جلوگيرى خواهند كرد .
مقارن اين احوال لويى گيلهرم دولتوال
Louis Guilherme De Letoile
كه در اصفهان بود ، در همين شهر باليده بود و به خدمت در كمپانى هند شرقى درآمده بود بىدرنگ به سورات رفت و رؤساى شركت را از آنچه ممكن بود بر اثر اين سهلانگارى پيش آيد آگاه كرد . در نتيجه هشدار لويى ، شركت ، ژستون
Jeston
يكى از دو مدير كل خود را راهى اصفهان كرد . او حامل تحفههايى لايق براى شاه بود . اما وى در شيراز درگذشت ، و جايش را دوژنشر
D jonchere
گرفت . او جوان بود و تازه از فرانسه آمده بود . وى وارد اصفهان شد و به كمك پررافائل و لويى گيلهرم دولتوال براى شركت اجازهء تجارت آزاد را تحصيل كرد .
شيروان نام ايالتى است در ساحل غربى درياى خزر و مركزش شماخى است . شيروان كه به مشابه دروازهء مناطق ساحلى درياى خزر است پس از جنگ ايران و روس از ايران جدا و به روسيان واگذار شده است . گاسپار دروويل
ژوبر كه در زمان پادشاهى فتحعلى شاه به ايران آمده درباره شكار كردن ايرانيان با مرغان شكارى نوشتههاى شاردن را تاييد كرده و در سفرنامهء خود زير عنوان سفر به ارمنستان و ايران آورده است : رسم شكار كردن با مرغان شكارى شايد از تاتارستان به ايران آمده باشد . شاه ايران عدّه زيادى پرندگان شكارى دارد كه آنها را از هشتر خان به ايران آوردهاند و با دقت و مواظبت تمام تربيت كردهاند . هر يك اين پرندگان شكارى مربى خاص دارد ، خوراك آنها فقط گوشت است . اما در فصل شكار آنها را مدّتى از خوردن گوشت محروم مىدارند يا كم مىدهند تا هوس خوردن گوشت آنان را به شكار كردن بيشتر برانگيزد . تربيتكنندگان اين پرندگان خوب مىدانند چگونه چشمان آنها را ببندند و چنان تعليمشان دهند كه روى سر شكار فرود آيند . هر يك اين پرندگان نام خاص دارد و چنان تربيت آموخته شدهاند كه وقتى در حال پروازند و مربى با صداى بلند آنها را مىخواند فورا نزد او بازمىگردند .
هر كدام اين پرندگان براى شكار كردن نوع مخصوصى تربيت شدهاند مثلا پرندگانى كه طرز شكار كردن غازهاى وحشى را آموختهاند عمودى به پرواز درمىآيند تا از زير آسمان بتوانند آنها را به چنگال بگيرند . اما شاهين كه گاهى عقاب را هم شكار مىكند از بالا به ناگاه روى سر شكار فرود مىآيد و چشمانش را مىكند . زيرا عقابها در موقع برخاستن از روى زمين نخست بايد آرام يا تند چند خيز روى زمين بزنند . اما شاهين در پيكار با عقاب هميشه موفق نمىشود . در اين صورت به محض اين كه احساس ضعف و درماندگى كند مىگريزد .
شاهينهايى را كه براى شكار كردن خرگوش و غزال و گوزن تربيت مىكنند به سر حيوان فرود مىآيند و چشمشان را درمىآورند يا بالهاى قوى خود را چندان بر سر شكار فرو مىكوبند تا گيج شود .
لذت شكار كردن اردكهايى كه روى بركهها و رودخانهها شنا مىكنند كمتر از