و ماموران ديگر بايد در تهيه و آماده ساختن وسايل كار ايشان ساعى و جاهد باشند . فرمان مىدهيم كه مأموران گمركات از گرفتن هر گونه حقوق گمركى از كالاهاى ورودى فرانسويان خوددارى نمايند ؛ و نيز ساير مأموران دولتى در احترام و حسن سلوك نسبت به ايشان كوشيده ، كارى كنند كه بازرگانان مذكور به آسانى بتوانند در نهايت امنيت و خيال آسوده به تجارت مشغول باشند .
« زمانى كه اين فرمان كه به مهر اعلى و شاهانه ما مزين شده است صادر گرديد بر عموم افراد كشور لازم و واجب است كه در احترام و مراعات آن كوشيده و مراقبت نمايند كه اوامر ما كما هو حقه به مورد اجرا گذاشته شود . »
مازندران ، ماه شعبان 1082 هجرى مطابق با دسامبر 1671
ساروتقى محمد تقى پسر ميرزا هدايت الله و برادر زادهء قاسم على وزير آذربايجان بود . تا زمانى كه قاسم على زنده بود پدرش ميرزا هدايت زندگى به آسايش و آسودگى مىگذراند ، امّا پس از مرگ وزير آذربايجان روزگار محمد تقى به پريشانى و بينوايى انجاميد . از اين رو به جستجوى كارى مناسب به تلاش پرداخت اما كامياب نشد . ناچار پسرش را كه در اين هنگام به سنّ رشد رسيده بود به اصفهان فرستاد . محمد تقى در آن شهر در شمار تفنگچيان شاهى درآمد و چون داراى هوش و استعداد سرشار بود خان قرامانلو كه از جمله سرداران روشناس و نامدار شاه عباس كبير و حاكم اردبيل بود وى را به منشيگرى خويش پذيرفت و حسابدار دارايى و مستغلّات خود كرد .
پس از سپرى شدن سالها محمد تقى مورد توجه محمد خان زياد اوغلى حاكم قراباغ شد و وزارت خويش را به او سپرد . بعد از ظهور حوادثى نامساعد محمد خان در جنگى كه ميان پادشاه گرجستان و سپاهيان شاه عباس بزرگ درگرفت كشته شد ، و چون محمد تقى در اين جنگ هنرنماييها و دليريها كرده بود محمد قلى خان پسر خردسال محمد خان كه جاى پدرش به حكومت قراباغ فرستاده شده بود وزارتش را به او سپرد .
محمد تقى همچنان كه هوشمند و مستعد بود نظر باز و عاشقپيشه بود و چنان روى نمود تازه جوان تازهرويى را كه گم شده بود پس از هشت روز غيبت در خانهء او پيدا كردند و كسان او شكايت به شاه بردند . شاه عباس كه در آن ساعت سرخوش و به نشاط بود در جواب شاكيان به شوخى و خنده گفت : برويد و اختهاش كنيد . كسان پسر شوخى شاه را راست انگاشتند و محمد تقى سادهپرست را به وضعى دردناك اخته كردند .
مقارن اين احوال وى دو زن در خانه داشت : يكى سوگلى جوان ، و ديگرى كه ماه و سال بيشتر بر او گذشته بود . هنوز بيش از ماهى از اين ماجرا نگذشته بود كه زن جوان وى را رها كرد و شوهرى ديگر جست . اما زن ديگرش مهر از او برنگرفت ، و سالها مانند پرستارى دلسوز و مهربان به تيمارداريش پرداخت .
بارى ، شاه عباس بزرگ كه به هوشمندى و استعداد و قابليت محمد تقى آگاهى كامل
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1837
مساهمون: ژان شاردن
ص١٨٣٧