تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1814

مساهمون:

ص١٨١٤
برگرفته از ستون دوم صفحه 807 جلد اول دائرة المعارف فارسى به سرپرستى دكتر مصاحب . اسكندر بيگ تركمان در مجلد اول تاريخ عالم‌آراى عباسى در شرح چهار باغ اصفهان چنين آورده است : در سال ست و الف هجرى راى جهان آرا بدان قرار گرفت كه دار السلطنه مزبور را مقر دولت ابد مقرون ساخته و عمارات عالى طرح نمايند . بدين نيّت صادق و عزم لايق متوجه آن صوب گشته زمستان را به عيش و خرمى در دولت خانه مباركه نقش جهان گذرانيده اكثر اوقات را به سير و شكار صرف مىفرمودند ، و شبها مجالس بهشت‌آسا آراسته بساط عشرت گسترانيده مىشد ؛ و ايام بهار عمارات عالى در نقش جهان طرح انداخته ، معماران و مهندسان در اتمام آن مىكوشيدند ، و از درون شهر يك دروازه در حريم باغ نقش جهان واقع ، و به درب دولت موسوم است . از آن جا تا كنار زاينده‌رود خيابانى احداث فرموده چهار باغى در هر دو طرف خيابان و عمارات عاليه در درگاه هر باغ انداختند ، و از كنار رودخانه تا پاى كوه جانب جنوب شهر انتهاى خيابان چهار باغ قرارداده ، اطراف آن را به بر امرا و اعيان دولت قاهره قسمت فرموده‌اند كه هر كدام باغى طرح انداخته و در درگاه عمارتى مناسب درگاه مشتمل بر درگاه و ساباط رفيع و ايوان بالاخانه‌ها و منظره‌ها در كمال زيب و زينت و نقاشيهاى به طلا و لاجورد ترتيب دهند ؛ و در انتهاى خيابان باغى بزرگ و وسيع پست و بلند نه طبقه جهت خاص پادشاهى طرح انداخته به باغ عباس آباد موسوم گردانيدند ؛ و پل عالى مشتمل بر چهل چشمه به طرز خاص ميان گشاده كه در هنگام طغيان آب در كل يك چشمه به نظر در ميآيد قراردادند كه بر زاينده‌رود بسته شده . هر دو خيابان به يكديگر اتصال يابد و تا عباس آباد يك خيابان باشد . تخمينا يك فرسخ شرعى و از دو طرف خيابان جوى آب جارى گردد ، و درختان سرو ، چنار و كاج و عرعر غرس شود ، و از ميان خيابان نهرى سنگ‌بست ترتيب يابد كه آب از خيابان نيز جارى باشد ، و در برابر عمارت چهار باغ حوض بزرگى به سان درياچه ساخته شود . القصه هر كس از امرا و اعيان و سركاران عمارات به وقوف معماران و مهندسان شروع در كار كرده و در انجام آن ساعتى گشتند و از آن تاريخ تا حال كه سنه هجرى به خمس و عشرين و الف رسيده و اين شگرف نامه تحرير مىيابد عمارات با صفا و باغات دلگشا به نوعى كه طرح كارخانهء ابداع در عرصه ضمير مبارك اشرف طرح افگنده بود به حيّز ظهور آمده ، در كمال لطافت و نهايت خوبى اتمام يافت . درختان سر به فلك افراشته و اشجار ميوه‌دارش گويى به طوبى چنان پيوند دارد . القصه هر باغى از آن رشك جنان و عمارات رفيعش كه به نقوش بديع مذهّب و مزين و به صور مصوران نادره كار آراستگى دارد گويى سدير و خورنق از آن نشانى است . بلكه در عرصه گيتى نظير و عديل آن محض خيال و گمانى
عجب چهار باغى است بهجت فزا * گرش ثانى خلد گويند شايد
چو تاريخ آن دل طلب كرد گفتم * نهالش به كام دل شه برآيد
بانو سكويل وست خاورشناس انگليسى دربارهء خيابان چهار باغ نوشته است : « . . . چهار باغ كه در آغاز كار چهار تاكستان نام داشته خيابانى وسيع به عرض پنجاه