تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1809

مساهمون:

ص١٨٠٩
زن تنها پس از اين كه فرزند آورد مىتواند با پدر خود آزادانه سخن بگويد . خسّت و حسد دو خصلت مشخصه ارامنه است . حصار تفليس بيرون شود ، و بازار بازرگانى و سوداگرى بر اثر عدم امنيت از رونق افتاده بود . اما اكنون نه چنان است . باب تجارت مفتوح و دار التجاره‌ها داير شده . خانه‌هاى قشنگ ساخته‌اند ، و كوچه‌ها را سنگفرش كرده‌اند ، و در زندگى فردى و اجتماعى مردم نيز تعبيرات زيادى پديد آمده ، روزهاى يك شنبه دسته دسته مردم به گردش بيرون شهر مىروند و غالبا در كنار چشمه‌هاى آب معدنى به تفريح مىپردازند . مردان به كشيدن سيگار و خوردن شراب و زدن گيتار سرگرم مىشوند . زنان نيز در حمامهاى آب معدنى به سياه كردن موى سر و ابرو ، رنگ كردن ناخنهاى خود به رنگ سرخ مشغول مىشوند . و ديدن آنان وقتى با چهرهء سفيد ، مو و ابروان سياه و ناخنهاى عقيق‌گون از چشمه به‌در مىشوند به راستى تماشايى است . زنان با چادر از خانه بيرون مىروند ، و از صورتشان جز ابروان سياهشان چيزى ديده نمىشود . و اگر در گذرگاهى باريك ، زنى در جهت مخالف به مردى برسد ، و به سبب تنگى معبر نتواند به راحتى عبور كند ، رو به ديوار مىايستد تا مرد بگذرد . يگانه تفريح و سرگرمى زنان گرجى اينست كه روزهاى عيد و يك شنبه‌ها پشت‌بام مىروند ، دايره‌وار دور هم مىنشينند ، دايره مىزنند ، و مىرقصند . زمستان تفليس بيش از سه هفته شدت ندارد . در اين مدت زمين از برف پوشيده مىشود ، اما درجه حرارت از هشت پايين‌تر نمىآيد ، و همين كه هوا رو به گرمى مىنهد . عقربها و رطيل‌ها از لانهء خود بيرون مىآيند . باغهاى تفليس نامنظم و درختهاى آن تقريبا منحصر به مو است و شراب حاصل از انگور آنها ملايم و گواراست . انگور تفليس از سالى به سال ديگر مىرسد ، و انواع ميوه‌هاى ديگرش در نهايت امتياز است . در حوالى تفليس انواع شكار از جمله گوزن ، بز كوهى ، خرگوش ، قرقاول و غيره زياد است ؛ و از جمله جانورانش يك نوع شغال است شبيه گرگ كه گرچه از آن كوچك‌تر مىباشد خطرناك‌تر است . اين جانور مهيب چندان جسور و بىپرواست كه شبانگاهان به اردوگاه سربازان مىرود ، چكمه‌هاى چرمين آنان را مىربايد و مىخورد ، و اگر گرسنگى بر آنان زورآور شود جسد مردگانى را كه تازه به خاك سپرده‌اند از گور بيرون مىآورد و مىخورد . تقويم جلالى پس از تسلط عرب بر ايران بسيارى از آيينهاى ايرانيان به ناروا تغيير يافت . از آن جمله تقويم رايج در ايران منسوخ ، و جاى آن تقويم قمرى معمول گرديد . چون اين تقويم بر حسب كردش ماه تنظيم شده بود ، و فصول آن تغيير مىيافت ، در كار كشاورزى و گله‌دارى و گرفتن ماليات و بسيارى از امور ديگر دشواريهايى پديد مىآورد ؛ از اين رو جلال الدين ابو الفتح حسن ملكشاه پسر الب ارسلان كه نوزدهم جمادى الاولى 447 به دنيا آمده بود و پس از مرگ پدرش در سال 465 به سلطنت رسيده بود در سال 467 به منظور اصلاح نقايص تقويم گروهى از بزرگترين اخترگران و رياضىدانان و عالمان هيأت را كه حكيم عمر خيام نيشابورى ، امام