اين توطئه كارگر افتاد ، و هرمز درصدد قتل پسرش برآمد ، اما خسرو پرويز پيش از ان كه به فرمان پدرش كشته شود از نيّت بد وى آگاه شد و گريخت و بهرام راهى تيسفون شد .
مقارن اين احوال بندوى و بسطام دو تن از سرداران شاه ، هرمز را كور و از سلطنت خلع كردند و خسرو پرويز را به پادشاهى برداشتند . بهرام به تيسفون روى نهاد . بندوى و بسطام هرمز را كشتند و با خسرو پرويز به روم گريختند . بهرام وارد تيسفون شد و به نام خود سكه زد .
از روى ديگر قيصر روم سپاه عظيمى در اختيار خسرو پرويز نهاد وى به ايران بازگشت و به يارى آن سپاه بهرام چوبين را شكست داد . بهرام از سر ناچارى به تركستان رفت . خاقان ترك وى را گرامى داشت ، و بهرام پس از مدتى با سپاهى عظيم كه خاقان ترك در اختيارش نهاده بود به قصد جنگ با خسرو پرويز روانهء ايران شد . بلخ را گرفت و تا مرو پيش آمد . در آن جا بر اثر توطئهاى كه خسرو پرويز به يارى يكى از زنان خاقان ترتيب داده بود به دست يكى از غلامان خود كشته شد .
پادشاهى بهرام چوبين دو سال مدت گرفت .
شرح پارس در البلدان تأليف ابو بكر احمد بن محمد اسحاق همدانى معروف به ابن فقيه چنين آمده است :
« فارس را به نام فارس بن طهومرت نام كردهاند و پارسيان به دو منسوبند ؛ چه ايشان از فرزندان اويند . وى پادشاهى دادگر و مردمدوست بود و نگهبان مردم خويش . او را ده فرزند بود : جم و شيراز و استخر و فسا و جنابا و كسكر و كلواذى و قرقيسيا و عقرقوف و دارابگرد . به هر يك اينان همان شهرى را داد كه به نام و نسبت هموست . پيش از آن فرزندان فارس چادر نشين بودند . گويند پادشاهى او سيصد سال بوده است .
« پيامبر اكرم ( ص ) فرمود : مردم فارس از گروه مايند . انس مالك روايت كرده است كه خداى ، عز و جل ، از ميان خلق خود گزين كرد . گزيدگان خداى از عرب قريشاند و از عجم پارسيان .
« نيز پيامبر ( ص ) فرمود : خوشبختترين مردم در پرتو اسلام پارسيانند . . .
« نيز پيامبر ( ص ) فرمود : پارسيان را دشنام مدهيد چه آنان از گروه مايند ، نيز فرمود : همانا خداى را لشكرى است در ميان پارسيان ، هر گاه بر مردم خشم گيرد ، با آن پارسيان انتقام ستاند .
« و خسرو انوشيروان چنان بود كه به هنگام روزيانه دادن ، يك سرباز پارسى را بر دو سرباز عرب و سى سرباز هندى مقدم مىداشت ؛ زيرا كه سربازان پارسى از همه دلاورتر و بزرگ منشتر بودند ، كشورى پهناور داشتند ؛ و در توانائى سختتر و در انديشه فراتر و در تدبير از همگان نيكوتر بودند . چهرههاشان از همه خندانتر و پاسخهاشان درستتر و زبانشان بازتر و فصيحتر بود .
« نخستين كسى كه پارسيان را گردآورد و بر آنان فرمان راند اردشير بن بابك بن ساسان بود . او از ملوك طوايف بود كه پادشاهى استخر داشت و خود از فرزندان پادشاهان
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1791
مساهمون: ژان شاردن
ص١٧٩١