متفكرين ازمنه بعد تا اواسط قرن 16 ميلادى بعد از ارسطو بىمانند است . اطلاعات و اراء پيشينيان و دانشمندان حوزه اسكندريه را تنظيم و ضبط كرد و بر آنها افزود . اثر عمدهاش كتاب مجسطى است كه قسمت عمدهء آن مبتنى بر كارهاى ابرخس مىباشد و مشتمل بر شرح منظومه بطلميوس يا هيات بطلميوسى زمين مركزى است . زمين در مركز عالم است و خورشيد و ماه و ستارگان در حول مركز زمين مىگردند . توجيه حركات به وسيله توهّم افلاك صورت مىگيرد .
اين نظريه تا زمان كپرنيك معتبر بود .
كتاب بطلميوس در جغرافيا از جهت اهميت تالى مجسطى است . اثر ديگرش به نام تترابيبلس در احكام نجوم است ، و به نام كتاب الاربعه به عربى و لاتين و بعضى زبانهاى ديگر ترجمه شده است . نيز تاليفاتى در نور شناخت ، موسيقى و خواص سنگها و غيره به او منسوب است . ( صفحه 433 مجله اول دائرة المعارف فارسى به سرپرستى دكتر مصاحب ) .
بقراط
HiPPocrate
: كه پدر و سرآمد پزشكان دنياى قديم ناميده مىشود چهار صد و پنجاه سال پيش از ميلاد مىزيست . دربارهء اين پزشك نامدار چندان افسانه ساختهاند كه نمىتوان واقعيت زندگى وى را از آن داستانها بازشناخت . آنچه مسلم است اين است هنگامى كه در آتن بيمارى طاعون شيوع يافت او به مبارزه با اين مرض و رهاندن مردم از چنگ مرگ چندان كوشيد كه بسيارى از مردم جان به در بردند و به پاداش اين فداكارى مجسمهاش را در ميدان شهر برپا ، و بر لوحهء پايين مجسمه اين جمله را حك كردند : هيپوكرات رهانندهء ما از مرگ .
در احوال اين پزشك نامى نوشتهاند اردشير پادشاه ايران هداياى گرانبهايى همراه عدهاى از درباريانش براى او فرستاد و دعوت كرد به ايران بيايد . بقراط از پذيرفتن آن تحفهها امتناع ورزيد و به فرستادگان شاه ايران گفت : به شهريار خود بگوييد من تحفههاى پادشاهى را كه دشمن وطن من است هرگز نمىپذيرم و به كشورش پا نمىگذارم .
مدت زندگى و مدفن اين پزشك نامى بر محققان معلوم نشده . بعضى را عقيده بر اين است كه وى به سال 370 پيش از ميلاد در تسالى درگذشته و در شهرك لاريس
Larisse
به خاك سپرده شده است .
بنا به افسانهاى سالها پس از مرگ بقراط انبوهى از زنبوران عسل هر سال بر مزار اين پزشك بلند نام كندو مىساختند و عسل توليد مىكردند ، و اين عسل مؤثرترين درمان بيماريهاى كودكان بود .
ثاساليس و ذراقن پسران بقراط و مالانا ارسا دختر او بودند .
اين پزشك بلند آوازه سفيد پوست ، ميانه بالا ، خوب چهر ، درشت استخوان ، پشت خميده بود . در حال نشستن چشم بر زمين مىداشت . سرش بزرگ بود . هشتاد و پنج سال عمر كرد .
ستوان هنرى پاتينجر عضو اداره كمپانى هند شرقى كه در سال 1810 ميلادى برابر 1118 خورشيدى به ايران سفر كرده در سفرنامهاش درباره بندر عباس نوشته است :
فاصلهء بندر عباس تا كرمان هجده منزل و هر منزل به طور متوسط هشت فرسنگ است .