تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1776

مساهمون:

ص١٧٧٦
وى را سخنان حكمت آموز بسيار و از آن جمله است : آن كه مردمان را به مردمى و نيكى كردن رهبرى مىكند و خود به مواعظ خويش عمل نمىنمايد كسى را مىماند كه براى روشنى ديگران چراغ افروخته فرا راه ايشان مىدارد . عاقل زمانى دل‌آزرده و دژم مىگردد كه وى را به مصاحبت نادانى بدارند . مبادا ستايشى را كه درخور آن نيستى باور كنى و بپذيرى . چه خوب است آنچه را كه خوب و واجب است بكنى پيش از آن كه ترا به كردن آن ناچار كنند ، و چه بهتر آن كه آنچه را نبايد بكنى قبل از آن كه ترا از انجام دادنش باز دارند خوددارى ورزى . واجب است كه دوست دوست خود را دوست بدارى ، اما واجب نيست كه دشمن دشمنش باشى . اين نيز گفتنى است كه كلمه افلاطون به زبان يونانى به معنى بسياردان و پر سود است . الغ بيگ : امير تيمور گوركان چهار پسر داشت . غياث الدين جهانگير ، معز الدين عمر شيخ ، جلال الدين ميرانشاه ، و معين الدين شاهرخ . هنگام مرگ پسران و نوادگان ذكورش سى و شش نفر بودند ، اما ميان پسرانش شاهرخ كه در سال 772 قمرى برابر 750 خورشيدى به دنيا آمده بود سليم‌تر و خوشخوتر بود . او در سال 779 از سوى پدر به حكومت خراسان و سيستان و مازندران رفت و پس از اين كه از مرگ پدرش كه شب چهار شنبه 17 شعبان 807 برابر 19 فوريه 1405 ميلادى اتفاق افتاد آگاه شد همچنان در محل حكومت خويش باقى ماند و در صدد مخالفت با برادران و برادر زادگانش كه هر يك بر قسمتى از امپراتورى تيمور حكومت داشت برنيامد . وى بغايت صلح‌طلب بود اما وقتى برادرش ميرانشاه در جنگى كه روز 24 ذى قعده 810 ميان او و قرايوسف تركان درگرفت كشته شد به قصد انتقامجويى به آذربايجان تاخت و پس از خاتمه جنگى كه با جهان شاه پسر قرايوسف كرد و پيروز شد به محل حكومت خويش بازگشت . شاهرخ كه پادشاهى دادگر و هنرپرور و ستوده‌كار و دربارش مركز تجمع دانشمندان و اديبان بود سرانجام پس از چهل و سه سال پادشاهى صبح روز يكشنبه 25 ذى حجه 850 ( روز نوروز ) درگذشت و در هرات به خاك رفت . او چهار پسر داشت كه بهترين آنها ميرزا الغ بيگ بود و پس از وى همين يك پسر به جا ماند . الغ بيگ روز 19 جمادى الاول سال 796 برابر 22 مارس 1394 در سلطانيه به دنيا آمد . الغ بيگ به معنى شاهزادهء بزرگ است . او در دربار جدش تيمور باليد و پرورش يافت و از سال 812 هجرى قمرى به امارت ماوراء النهر كه مهم‌ترين شهرهايش سمرقند بود برگزيده شد . او بر خلاف جدش به جنگ و جهانگشايى مايل نبود . دانش‌دوست و دانشپرور بود ؛ از اين رو در سال 824 در مركز فرمانروايش مدرسه‌اى با شكوه بنا نهاد ، و گروهى از بزرگان دانش و منجمان نامى از جمله غياث الدين را در آن مدرسه به تدريس گماشت . مهم‌ترين مواد درسى اين مدرسه نجوم بود .