تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1778

مساهمون:

ص١٧٧٨
بر اين اعتقادند كه بر زبانهاى سريانى و يونانى مسلط بوده است . او آثار بطلميوس و سقراط و ارسطو ، بقراط ، افلاطون و اقليدس را به دقت تمام مطالعه كرد ، و در چندين رشته از علوم مانند رياضيات ، پزشكى ، الهيات ، نجوم ، موسيقى ، و سياست آثار مهمى به جا نهاد كه شمار آنها را از دويست افزون دانسته‌اند . اما بيشتر آثارش بر اثر عوامل بسيار از ميان رفته است ، و اينها برخى از آثار باقى مانده اوست : حدود الاشياء و رسومها ، شارح برخى از واژه‌ها و اصطلاحات فلسفى ؛ الفلسفة الاولى در تجليل فلسفه اولى ؛ اين كتاب را به نام معتصم نوشته است . وحدانية اللّه و تناهى جرم العالم در توضيح اين كه جهان حادث است ، خدا آن را آفريده ، و خدا يكى است . العلة الفاعلة اللقريبه لكون و الفساد ؛ سجود الجرم الاقصى لبارئه ؛ جواهر الاجسام ؛ العقل فى النفس ، ماهية النوم و الرويا ؛ رسالة فى العقل . عقيدهء الكندى دربارهء خدا چنين است : جهان حادث است ، و هر حادثى را آفريينده‌اى به كار است ، و آفرييندهء جملهء هستيها خداست . خدا ازلى است و حادث نيست ؛ شريك و انباز ندارد ، وحدت محض و علّت نخستين است و مركب نيست . پروردگار هر چيز را از عدم آفريد ، و همين كه فرمود : باش ، در دم در وجود آمد و بقاى هر چيزى به مشيت و حكمت بالغ اوست . الكندى رؤيا را چنين شرح كرده است ! رؤيا حاصل تعطيل حواس و پرداختن نفس به مطلق تفكر مىباشد . يعنى در طول مدت رؤيا نفس حواس را رها مىكند و چون در ذات نفس خواب قدرت نفوذ ندارد وقتى حواس معوّل و تعطيل ماند ، مرز فعاليّت نفس جهانى گسترده‌تر و روشن‌تر است . نفس به طبع چندان داناست كه گاه مىتواند چيزها را پيش از آنكه در وجود آيند ببيند ، و علم نفس ذاتى و غير اكتسابى است . در موضوع وجوه تمايز ميان پيغمبر و فيلسوف مىگويد : فيلسوف براى وصول به حق و حقيقت بايد تفكر و تأمل بسيار كند ، اما پيغمبر به يمن نور و لطف خدا بىهيچ رنج و مشقت به حق راه مىيابد ، به آنچه ديده نمىشود بينا و آگاه مىگردد افزون برين زبان پيغمبر براى بيان حقايق رساتر ، گشاده‌تر و اثر بخش‌تر است . اختلافات ميان دين و فلسفه از نظر كلى ظاهرى است و در معنى قرين يكدگرند . الكندى در سال 252 قمرى - 244 خورشيدى بر اثر دردى كه بر زانوانش عارض شده بود ، درگذشت . ابو القاسم عبيد اللّه ملقب به المستكفى بن مكتفى بن معتضد بن مقتدر بن موفق به متوكل بن معتصم بن هارون بن هادى بيست و دومين خليفه عباسى ، مادرش ام ولد بود . در زمان خلافت اين خليفه كه بيش از يك سال و چهار ماه مدت نگرفت ديالمه بر بغداد و شهرهاى مجاور و برخى ولايات عراق استيلا يافتند . معز الدوله احمد بن بويه در ماه شعبان 334 او را از خلافت خلع كرد و به چشمانش ميل كشيد . ابو القاسم فضل ملقب به المطيع للّه بن مقتدر بن معتضد بن موفق بن متوكل بن معتصم بن هارون بن مهدى بن منصور بيست و سومين خليفه عباسى ، مادرش كنيزى بود به نام مشغله . در بيشتر