تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1775

مساهمون:

ص١٧٧٥
خدمتى كه هراكلس به او كرده بود مگارا
Megara
دخترش را به زنى به او داد . هراكلس پس از انجام دادن چند كار دشوار ديگر شيرنمه را كه از عجايب مخلوقات بود و آتش و آهن بر پوست آن كارگر نبود كشت . افسانه‌ها و اساطيرى كه درباره هراكلس نوشته‌اند بسيار مفصل است ، و آوردن بيش از اين در اين جا روا نيست . افلاطون به سال 427 پيش از ميلاد به دنيا آمد . پدرش ارسطن نام داشته و مادرش از نسل سولون حكيم بود . او و سقراط در خدمت فيثاغورث تلمذ مىكردند . طبعش به شاعرى مايل بود از اين رو سخنورى نامى شد ، امّا در فلسفه به مرتبهء سقراط نرسيد . سقراط هميشه از شعر نكوهش مىكرد و مىگفت بنيادش بر تخيل است نه بر حقيقت‌جويى كه درخور مقام انسانى است . افلاطون متنبّه شد و شاعرى را ترك گفت ، و پس از مرگ فيثاغورث به جهانگردى پرداخت . در اثناى يكى از سفرهايش به اسارت افتاد ، اما به همت يكى از مريدانش از بند بندگى رست ؛ و هم اين مريد در نزديكى آتن چند باغ خريد و همه را به وى هديه كرد . افلاطون يكى از آن باغها را كه آكادميا نام داشت به مجلس درس اختصاص داد و از درآمد باغهاى ديگر روزى مىخورد و چون فلسفه را در باغ آكادميا تدريس مىكرد به فلسفه آكادميا معروف شد . دوران تدريس افلاطون همزمان با پادشاهى داريوش دوم و اردشير دوم يعنى نيمه اول قرن چهارم پيش از ميلاد بود . اين حكيم نامور در رياضيات به كمال دانش بود ، و چندان به اين علم انس و دلبستگى داشت كه بر سر در باغ آكادميا كتيبه كرده بود : هركس هندسه نمىداند وارد اين باغ نشود . افلاطون با اين كه به دنيا و زوايد زندگى اعتنا نداشت و به آلايشهاى دنيوى پشت پا زده بود ، چون نهايت حكمت را كمال سياست مىدانست در امر معاش و سياست دنيا به ديدهء تحقيق و تفكر مىنگريست ، و پيوسته مىكوشيد نظرات سياسى خود را در جامعه نشر كند اما چون كوشش وى در اين كار سود نبخشيد از سياست به كلى كناره گرفت . اعتقادش بر اين بود كه محسوسات جمله ظواهرند ، نه حقيقت و اصل ؛ و عقل است كه حقيقت را درمىيابد ؛ و آنچه به حسّ درمىآيد سايه‌اى از حقيقت است ؛ حدس و گمان است نه دانش حقيقى . از اين حكيم آثارى بسيار بجا مانده و از آن جمله است : رسالهء دفاع از سقراط ، خارميدس ، كريتون ، پروتاگوراس ، فيدروس ، سوفيست ، پارميندس . افلاطون 81 سال عمر كرد و 347 سال پيش از ميلاد درگذشت . او نكو اندام ، خوش سيما ، گندمگون بود ، خالى زير زنخ داشت و سخت با وقار بود . اين حكيم بلند نام بر اين باور بود كه تا ده سالگى طفل به پرورش بدنى او بايد كاملا توجه داشت . مىگفت : روح انسان از طريق موسيقى پرورش مىيابد ، آموزش ابتدايى بايد در طفل و به آزادى آموخته شود ، زيرا آنچه به جبر ياد داده شود زود فراموش مىگردد . وى به جدّ معتقد بود هيچ قومى نمىتواند قوى گردد مگر اين كه به خدا معتقد باشد .