تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1148

مساهمون:

ص١١٤٨
شاه عباس مىخوانيد صحبت مىكنم . بازرگان جواب داد حالا مقصود اعليحضرت را فهميدم ، حال پادشاه ما بسيار خوب است ، و وقتى من از پايتخت بيرون آمدم در نهايت تندرستى و شكفتگى بود . و وقتى شاه عباس ثانى از گفتگويى كه ميان تاجر ايران و پادشاه مغول رفته بود آگاه شد از نكته سنجى و هوشمندى وى سخت شادمان گرديد ، و چون بازرگان از سفر بازگشت به او محبت بسيار كرد . نكته پنجم اين كه مسلمانان بر اين باورند كه منحصرا جانشين يا خليفه پيغمبر بايد بر آنان حكومت كند ، و پادشاهان تنها به مثابهء وزير و كاردار ايشان مىباشند . از روزگاران بسيار ديرين همهء ملل بر همين اعتقاد بوده‌اند ، و در ميان ملتهايى چون چين و ژاپن كه از لحاظ تمدن از ما بسى عقب مانده‌ترند ، حتى ميان بت‌پرستان آثار اين عقيده مشهود است . به سخن ديگر چون مذهب و روش حكومت اين ملتها در طىّ اعصار و قرون تحولات و اختلافات بنيادى روى نداده ، مىتوان از آنچه در زمانهاى گذشته بر ايشان روى نموده اطلاعاتى نسبة دقيق و مطمئن به دست آورد ، و از پژوهشهايى كه تا كنون در عمل آمده مىتوان اين نتيجه را به دست آورد كه در اين كشورها در زمانهاى قديم و اكنون نيز ، نخستين فرد برجسته و قابل احترام شخصيت ممتاز روحانى آنان بوده و همواره امپراتوران به وى احترام مىنهاده‌اند . هنديان نيز قبول و تأييد مىكنند كه پيش از اين كه مسلمانان بر آنان چيره شوند و ايشان را به اطاعت و دين خود درآورند بر اين رسم و آيين بوده‌اند ؛ و همهء اهل تحقيق مىدانند كه تا زمان امپراتورى گراسين (
Gratien
) همهء امپراتوران رم جنبه دينى و سلطنت با هم داشته‌اند . تورات نيز به ما حكايت مىكند كه اساس حكومت قوم يهود آن سان كه موسى بنيان نهاده بود بر همين روش بوده است . اما اصول عهد جديد مبتنى بر آيين ديگرى است . به ما مىآموزد كه سلطنت عيسى مسيح حكومت دنيوى نيست و جانشينانش بايد دستوارهء شبانى به دست گيرند نه عصاى سلطنت ، و حاكمان امور دنيوى و مادى همه از سوى خدا برگزيده مىشوند ، و جانشينان عيسى با هر كس كه بميرد و گر چه عنوانى افتخارآميز بر خود ببندد هيچ گونه آشنايى و وابستگى ندارد . ششمين نكته اين كه ايرانيان بر اين باورند كه پادشاه افزون بر اين كه نايب امام هست داراى نوعى نيروى ما فوق الطبيعه نيز مىباشد ، و اگر بخواهد مىتواند
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1148 | ژان شاردن / اقبال يغمايى