تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
را سرگرم مىدارند . در اين هنگام سراسر سرا و باغ از بسيارى نور چلچراغها روشن‌تر از روز است . سفرهء شام آن‌گاه گسترده مىشود كه شاه اجازه فرمايد . معمولا شام را خواليگران خاص به دستور و زير نظر خوانسالار شاه درست و آماده مىكنند . در زمانهاى گذشته رسم بر اين جارى بود كه ميزبان هنگام پذيرايى از شاه ، براى تهيهء غذا كاملا از دستورهاى خوانسالار سلطنتى پيروى مىكرد ، و فرمانهاى وى را مىپذيرفت . شاه عباس چون دانست كه خوانسالار در چنين مواقع بيش از حدّ لازم غذا و خورش و ميوه و چيزهاى ديگر تهيه مىكند ، و ميزبان را دچار زيان و خسارت مىسازد دستور داد كه ميزبان براى فراهم كردن كليهء لوازم پذيرايى فقط دوازده تومان - هم ارز پنجاه و چهار پيستول طلا به خوانسالار بپردازد . هر زمان شاه ميهمان يكى از بزرگان مىشود ميزبان نبايد بر سر سفره بنشيند ، و با ديگران غذا بخورد ، بل‌كه در تمام مدتى كه سفره گسترده است بايد كنار پادشاه بر پا بايستد و گوش به فرمان او بدارد . وقتى شاه قصد بازگشتن به كاخ سلطنتى كرد بايد تا قصر وى را بدرقه كند . در زبان فارسى اصطلاحا به اين ميهمانيها مجلس مىگويند ، و يكى از معانى مجلس جاى گفتگو و مذاكره است . روز اوّل ژوئيه مفتّش كل ، رئيس گروه كاپوسنها را نزد خود خواند ، و پس از اين كه جوياى حال من شد گفت دربارهء كار من با ناظر مذاكره كرده . او از مأموريتى كه شاه فقيد مغفور به من داده بوده كاملا آگاه است . مرا از زمانى كه اول بار به ايران سفر كرده‌ام مىشناسد ، و بايد در اوّلين فرصت با او ديدار كنم . وى تا جايى كه به منافع پادشاه لطمه وارد نيايد در پيشرفت و اجراى كار من كوشش خواهد كرد . روز ششم ژوئيه پس از اين كه همهء چيزهايى را كه آورده بودم براى نشان دادن به ناظر آماده كردم ، اندكى پيش از ظهر به ديدارش رفتم . وى معمولا در اين ساعت از حضور شاه به خانهء خود بازمىگشت . خيلى دلم مىخواست رئيس گروه كاپوسن‌ها را همراهم ببرم زيرا در آن زمان هنوز نمىتوانستم درست و روان به زبان فارسى سخن كنم و اگر او مىآمد و مترجم من مىشد كارها آسان‌تر و خوب‌تر رو به راه مىشد . افزون بر اين مردم مشرق زمين بهتر مىتوانند در چنين مواقع نيات و مقاصد خود را به زبان شخص ثالثى تقرير كنند ؛ اما هرچه تقاضا و تمنا كردم نپذيرفت و بهانه آورد كه چون در مشرق زمين رسم نيست كسى زود به زود به ديدار بزرگان برود ،
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 554 | ژان شاردن / اقبال يغمايى