بگيرد . با سوار كردن اصول فنى و عملى ابزار سلاح آشنايى كافى ندارند و در ساختن قسمتهاى مختلف سلاح تناسب را رعايت نمىكنند . مثلا قنداق را كوچك و سبكتر از كولاس مىسازند ، در نتيجه برد تيرشان بيشتر است .
آهنكاران و پولادگران ايران نيز در فن و كار خويش ماهرند . آنان براى ساختن اشياء مورد نظر خويش آهن و پولاد سرد به كار مىبرند ، و در ساختن و پرداختن انواع چيزها تسلّط كامل دارند . مثلا براى پختن نان لواش تابهها يا ساجهايى درست مىكنند كه ضخامت آنها از پوستهايى كه در عهد باستان روى آنها مىنوشتند بيشتر نيست . همچنين تابههاى دستى يا قابل انتقال مىسازند ، و آن عبارت است از دو نيمكرهء ناقص كه بالاى آنها بريده شده و به هنگام لازم به وسيلهء چند قلاب آهنين به هم مربوط مىشوند . قطر اين گونه تابهها يا تنورهاى دستى معمولا دو پا و نيم و بلنديش سه و نيم تا چهار پاست . از جدار داخلى اين نيم كرهها چندين ميخ بزرگ به طول سه تا چهار انگشت با ضخامت متناسب كه سرشان به قد يك سكه نيم اكو پهن است تعبيه شده . وقتى بخواهند با اين تنور دستى نان بپزند بيرون و درون دو نيم كرهء فلزى را با گل رس مىاندايند . اين پوشش گلين به اتكاى ميخها ثابت مىماند . آنگاه تنور را گرم مىكنند ، و قطعات خمير را كه قبلا پهن كردهاند به جدار داخلى آن مىزنند تا پخته شود .
وقتى بخواهند تنور دستى را از جايى به جاى ديگر ببرند ديوارههاى گلين آنها را مىكنند . دو نيم كره را كه وسيلهء چند قلّاب به هم متصل شده از هم جدا ، و هريك از دو قسمت را به يك طرف اسب بار مىكنند ، و به هرجا بخواهند مىبرند .
اين تنورهاى دستى به تنورهاى معمولى كه به شكل خمره از گل رس ساخته شده و در گودالى جا دادهاند شباهت زياد دارند . كلفتى جدار اين گونه تنورها از يك انگشت بيشتر نيست . خمير را به سطح داخل آن مىچسبانند و پس از اين كه پخته شد جدا مىكنند .
از جمله چيزهاى ديگرى كه صنعتگران ايران در ساختن آنها مهارت و استعداد كامل دارند تيغهاى دلاكى است كه از بس صيقلى و شفافند مانند آينه مىدرخشند . تيغهاى دلاكى ساخت ايران كه بسيار تيزند ، و مو را خوب مىتراشند نصف استرههاى ماست ، امّا سرشان مانند تيغهاى دلاكى ما كلفت است .
شكل ظاهر قيچىهاى مصنوع ايران با قيچىهاى ما متفاوت است .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 887
مساهمون: ژان شاردن
ص٨٨٧