اكنون نوبت آنست كه به هنرمندى تراشكاران و سفيدگران ايران به اختصار اشاره كنم . حقيقت اينست كه اين صنعتگران با چكش و سوهان و ديگر ابزارهاى سادهاى كه در دسترس دارند نسبت به نقرهكاران ما كه بهترين و كاملترين وسايل در اختيارشان مىباشد استعداد و مهارت بيشتر دارند و من بر اين باورم چون بيشتر لوازم آشپزخانه و ظروف سفرهشان از مس است در صنعت مسگرى و رويگرى به چنين پيشرفت چشمگيرى نايل آمدهاند .
در آشپزخانه و بر سر سفرهء ايرانيان ظروف آهنى و رويى و برنجى وجود ندارد و كليّهء وسايل پخت و پزشان از مس است ، و در صنعت سفيدگرى ظروف مسين چندان مهارت دارند كه ظرفهاى سفيد كردهشان چون اوانى سيمين مىنمايد ؛ و بديهى است رخشندگى و جلاى قلعهاى انگليسى هرگز به پاى سفيدى و تابناكى ظروف سفيد كردهء سفيدگران ايرانى نمىرسد . امّا چون پوشش بسيار نازك قلعى كه به صنعت بر روى ظروف مسين آشپزخانه كشيده شده بر اثر استعمال پس از شش يا هشت ماه از ميان مىرود بايد آنها را از نو سپيد كرد . امّا اين كار آسان و با هزينهاى اندك امكانپذير است چنان كه سپيد كردن رو و پشت هر بشقاب بيش از يك سو خرج ندارد ، و هزينهء سپيدگرى وسايل ديگر را به همين نسبت مىتوان سنجيد .
امّا طرز سپيدگرى مسگران ايران با چگونگى عمل صنعتگران ما شباهت ندارد . سپيدگران ايرانى در ظرفى كه قصد سفيد كردنش را دارند مقدارى محلول قلياى خاكسترى مىريزند و با حرارت آتش مىجوشانند و پس از آنكه سرد شد به شاگرد خود مىسپارند تا پاكيزه كند ، وى ظرف را در ميان تودهاى از شن نمناك مىگذارد ؛ مقدارى شن نيز درون ظرف مىريزد و قطعه پارچهء كلفتى را نيز روى آن مىنهد سپس با پاى برهنه چندان ظرف را درون تودهء شن به چپ و راست مىچرخاند كه هم درون و هم بيرون ظرف كاملا پاك و سرخ و از هر آلودگى زدوده شود . آنگاه استاد رويگر نخست شنهاى چسبيده به ظرف را با آب مىشويد ، سپس ظرف را با انبر باژگونه روى كورهاى كه با آتش زغال تافته شده مىگذارد تا داغ شود . بعد پنبهاى را كه به گرد نشادر آغشته شده به درون و برون ظرف مىمالد ، سپس سر پاره قلعى را در يك نقطهء درون ظرف مىفشارد پس آنگاه دگربار گلولهء پنبه را به نشادر آغشته مىكند و با آن قلعى را كه درون ظرف است به سراسر داخل ظرف مىگستراند . بدين گونه درون ظرف كاملا سفيد مىشود . سپس جدار خارجى
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 884
مساهمون: ژان شاردن
ص٨٨٤