مىكنند . همچنين در گلدوزى از صنعتگران اروپا حتى از هنروران عثمانى كه در اين كار شهرهاند سبق مىبرند . در دوختن زين اسب و تزيين آن چندان كه در گلدوزى روى پارچه استادند ، مهارت دارند . با اين كه تسمههاى سطلهاى چرمى ايران درست دباغى نمىشود صنعتگران چنان آنها را خوب مىدوزند و با رشتههاى سپيد و زرد مىآرايند كه متن ابريشمين آنها در نظر جلوه نمىكند .
چينىسازى و سفالگرى و كاشىسازى ايران نيز بسيار خوب و مرغوب و از جملهء صنايع مستظرفهء دستى آنهاست . صنعت ساختن ظروف سفالين در بيشتر نقاط ايران از جمله در شيراز مركز ايالت فارس ، مشهد مركز باكتريان ، در يزد و كرمان ، مخصوصا در شهرك زرند رواج كلّى دارد . بيرون و درون اين ظرفها را با مادهاى ، آبى رنگ مىكنند ، و جلا مىبخشند ؛ و ظروف كاشى يا بدل چينى را چنان ظريف و شفاف و استادانه مىسازند كه با چينىهاى ساخت چين تفاوت زياد ندارند .
چنان كه چينىهاى ساخت ايران از لحاظ ظرافت و جلا و شفّافيّت و رنگآميزى همتاى مصنوعات چين است . و گاهى از آنها گرو مىبرد ؛ و در اين مقايسه نظرم به مصنوعات تازهء چين است نه چينيهاى قديم آن سرزمين .
هوبرت دولايرس
) Hubert De Layresse (
فرستادهء كمپانى هلند وقتى در سال 1666 به ايران آمد جزو ديگر هدايا پنجاه و شش پارچه چينى قديمى به ايران آورد . شاهنشاه « 1 » وقتى اين ظروف چينى را ديد خنديد و به تحقير گفت : اينها چه چيز است ؟ شنيدهام كه هلنديها چينىهاى ساخت ايران و چين را به هم مخلوط مىكنند و به كشور خود مىبرند .
حقيقت اينست كه هلنديان بسيارى از رموز چينىسازى ، كاشيكارى و سفالسازى را از ايرانيان آموختهاند و اگر در كشورشان آبهايى به صفا و روشنى آبهاى ايران و چين وجود داشت و نيز هواى مملكتشان مانند هواى چين و ايران خشك و صاف بود شايد مىتوانستند صنعتگران ماهر اين رشته مصنوعاتى شبيه ساختههاى ايران و چين بسازند ، زيرا چنان كه پيش از اين اشاره كردهام صنعتگران بر اين باورند شرط دوام جلا و رونق رنگ ظروف چينى و بدل چينى و مينايى ، خشكى هوا و پاكى آب است . چه بعضى آبها رنگ نقاشيهاى روى ظرفها را كدر مىكند ، و برخى آبها بر
هامش
( 1 ) - اشاره به شاه عباس ثانى است .