تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 878

مساهمون:

ص٨٧٨
را بچينند دستكش به دست مىكنند ، و بنّايان نيز همچنين ، تا دستهايشان بر اثر اصطكاك با آجر و خشت مجروح نشود و نيز عرق دستشان آجرها و خشتها را خراب نكند . همچنين به تمام تيرها و تخته‌هايى كه در هر قسمت ساختمان به كار مىروند نمك بسيار مىپاشند تا از آسيب كرمخوردگى مصون بماند . بدين گونه خانه‌ها بر اثر خشكى و صافى هوا دوام بسيار مىكند . امّا چنان كه پيش از اين اشاره كردم ايرانيان دوست نمىدارند در خانه‌هايى كه پدرانشان ساخته‌اند زندگى كنند ، و خواهان آنند خانهء مسكونى خود را به دست خويش بسازند و اين نشانه‌اى از ذوق لطيف و سليقهء درخور آفرين آنهاست . مىگويند همچنان كه جامه‌اى كه مردمان مناسب اندام خود مىدوزند از لباسى كه نه مناسب قامت ايشان دوخته شده بهتر است ، خانه‌اى كه آدمى به سليقهء خود بسازد ، از خانه‌اى كه ديگران موافق دلخواه خويش بنا نهاده‌اند برتر مىباشد ؛ و شايد يكى از جهات تداوم اين فكر و عادت اين باشد كه ساختن خانه در ايران نه خرج زياد دارد و نه زحمت فراوان . زيرا نخست خانه‌اى را كه به زعم آنان كهنه است خراب مىكنند و براى ساختن بناى تازه غالبا از همان محل و از همان مصالح استفاده مىنمايند . و مردمان فقير كه فقط جان پناهى مىخواهند و دربند رنگ‌آميزى و آرايش خانهء خود نمىباشند در مدتى نه بسيار دير ساختن آن را به پايان مىبرند . در ايران ارزش هر خانه متناسب با بلندى و ضخامت ديوارهاى آنست . ارتفاع و كلفتى ديوارها را مانند پارچه با گز اندازه مىگيرند . در خريد و فروخت خانه‌ها سهمى عايد پادشاه نمىشود ، امّا رئيس بنايان يا معمارباشى دو درصد مورد معامله را مطالبه مىكند ولى دير اتفاق مىافتد كه حقّ قانونى خود را به كمال دريافت كند بلكه فروشنده و خريدار به نسبت مقام و اعتبارى كه دارند مبلغى به او مىپردازند . رئيس بنايان حق دارد بابت ساختمانهايى كه به فرمان پادشاه ساخته مىشود صدى پنج بگيرد . بدين گونه كه پس از پايان يافتن ساختمان معمارباشى ارزش آن را معيّن مىكند ، و صدى پنج قيمت را مىگيرد . دربارهء خانه‌ها و عمارات ايران بايد به سه نكتهء ديگر اشاره كنم . نخست اين كه اتاقهاى خانه‌هاى مجلل را همانند بخاريهاى هلندى با كاشى مىپوشانند ؛ دو ديگر اين كه در بعضى از خانه‌ها و باغهاى ديه‌هاى ييلاقى عبارت از تخته سنگ بزرگ يك پارچه‌ايست كه مانند درهاى چوبى روى پاشنه مىچرخد . سوّم اين
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 878 | ژان شاردن / اقبال يغمايى