فصل هفدهم هنر و پيشه و صنايع ايرانيان
پيش از آن كه دربارهء پيشه و هنر و صنعت به شرح بپردازم مقدمة به پنج نكته اشاره مىكنم كه سه نكته دربارهء استعداد و قابليت مردم مشرقزمين در فراگيرى صنعت و هنر و ادامهء پيشرفت ايشان در اين رشتههاست ، نكتهء چهارم در اشاره به اين كه روش صنعتگران و ارباب حرف مردمان مشرقزمين بر چه اساس استوار است و نكتهء پنجم منحصرا در شرح تشكيلات و سازمانهاى هنرى و صنعتى ايرانيان مىباشد .
در بيان نكتهء اوّل بايد بگويم بر اطلاق مردم مشرقزمين افرادى سست و آسانگير و تنبل مىباشند و جز براى فراهم آوردن وسايل بسيار ضرورى تن به كار نمىدهند ؛ و اين همه آثار هنرى اعم از نقاشى و حجارى و چهرهسازى و ديگر آثار زيبايى كه در رشتههاى مختلف هنرى وجود دارد و غالبا به تقليد از مظاهر طبيعت ساخته شده در نظر آنان بيهوده مىنمايد ، و آنان را به آفريدن چنين آثار زيبا بر نمىانگيزد . آنان بر اين اعتقادند كه چون اين بدايع مورد نياز زندگى ساده و طبيعى آنان نيست دل بستن به آنها كارى بيهوده و خطاست . از اينرو با اين كه مردمان مشرقزمين هوشمند ، زيرك ، و شكيبا هستند در صنعت و هنرهاى زيبا پيشرفتى در خور توجّه نكردهاند ؛ و اگر به نسبتى كه خداوند به آنان عقل و استعداد و نيروى فراگيرى و صبورى داده است ذوق و لطافت طبع براى آموختن هنر و صنايع مستظرفه به ايشان عطا مىفرمود هر آينه پيشرفتهاى شايانى نصيبشان مىشد .
نكته دوّم اين كه مردمان مشرقزمين اصولا به اكتشافات نو و اختراعات جديد كاملا بىاعتنايند و شوق و رغبتى بدين امور ندارند . خيال مىكنند بدانچه لازمه يك زندگى راحت و پرآسايش است دسترس دارند ، و نبايد عمر و نيروى خود را در طلب