جوشاندهء سكرآور ديگرى نيز هست كه آن را چرس مىگويند ، و قوىتر از بنگ است . آن را از گل گياهى كه شبيه شاهدانه است درست مىكنند . به كار بردن چرس نيز در دين اسلام قويّا نهى شده زيرا از دم كردهء پوست و دانهء خشخاش بسى مؤثرتر ، شومتر و جنونبارتر است .
در ايران سركه را از شراب نمىسازند زيرا ساختن و خوردن شراب در اسلام كاملا حرام است و سركه را از انگور ، از آب انار ، از عرق بيد ، و آنجا كه خرما بن بسيار است از عصارهء ميوهء آن درست مىكنند .
من انواع روغن نباتيها را در شمار آشاميدنيها مىآورم ، و آن در ايران اقسام بسيار دارد . يكى از آنها روغن زيتون است كه چون درخت زيتون بيشتر در هيركانى وجود دارد ، و در مناطق ديگر نيست روغن آن كم به دست مىآيد ، و بدين سبب كه درست نمىگيرند زود سفت و تيره رنگ مىشود ، و بر اثر نقل و انتقال نيز تند و بدبو مىگردد . درختان زيتون منطقهء هيركانى همه بيخناك و تناور مىباشند ، و اين بدان جهت است كه چند نهال را با هم در جايى گشاده و آزاد مىنشانند . اين نهالها اندك اندك با هم مىبالند و به هم جوش مىخورند ، و به صورت يكتا درختى بيخاور و پرشاخ و برگ درمىآيند ، و اين صنعتگرى را باغداران ايران از كشاورزان بين النهرين - مزوپوتامى -
) Mesopotamie (
آموختهاند كه بدين شيوه عمل مىكنند .
ايرانيان بر عموم براى روغن زيتون ارزش زياد قائل نيستند . از آن كه روغنهاى بهترى دارند كه با دقت و ظرافت زياد مىگيرند . از آن جمله است روغن ارده كه رنگ زرد قشنگى دارد ، و به صافى از آب روشن گرو مىبرد ، و آن را از كنجد كه گلهاى بوتهاش نارنجى و مانند گل بوتههاى زعفران وحشى است مىگيرند . و ديگر روغن شير - بخت كه زياد است ولى مثل روغن ارده خوب نيست ، و پس از چند روز تند مىشود ، و آن را از نوعى بوته سمسم
) Semsem (
مىگيرند .
ايرانيان جز روغنهايى كه در پختن غذا از آنها استفاده مىكنند روغنهايى دارند كه براى سوختن يا روشن كردن چراغ از آنها استفاده مىكنند مانند روغن گردو يا روغن كرچك كه روغن اخير را از دانههاى كوچكتر از باقلا ، امّا شبيه آن مىگيرند ؛ و روغن بيدانجير كه نام ديگرش كرچك امريكايى يا نخل مقدّس مسيح مىباشد ؛ و بسا ممكن است كرچك همان كيكه
) Kike (
باشد كه بنا به گفته هرودت مصريان از آن چنين روغنى مىگرفتند ، و يونانيان آن را پريا
) Pria (