نشاط انگيز نيست ؛ و معتادان مىگويند دنيا و زندگى بدون خوردن ترياك براى آنان هيچ لذّت ندارد ، و اگر روزى بىترياك بمانند مىميرند .
عمر افراد معتاد به ترياك دراز نيست و افزون بر اين كه در پنجاه سالگى بر اثر مداومت در مصرف اين مادهء شوم و جانستان استخوانها و اعصابشان كاملا مسموم و پوك مىشود چنان رنجور و ناتوان مىگردند كه فقط پس از خوردن حبّهاى ترياك به زحمت مىتوانند ساعتى خود را سرپا نگهدارند و ميان مردم نمايان شوند .
كسانى كه قصد خودكشى دارند يك تكهء بزرگ ترياك به درشتى يك شست مىبلعند و روى آن يك ليوان سركه مىخورند . اين دو ماده چنان به هم مىآميزند كه رهاندن انتحاركننده از مرگ ناشدنى است . بيمار بىآنكه درد شديدى احساس كند در حالى كه خنده بر لب دارد جان مىسپارد . به سخن ديگر انتحار با ترياك براى كسانى كه به هر سبب از زندگى سير شدهاند وسيلهء مناسبى است .
بارى ، نام افيون را كه ايرانيان روى اين مادهء شوم و كشنده نهادهاند و ما لفظ اپيوم
) Opium (
را از آن گرفتهايم به معنى كاهنده و زدايندهء عقل است ، زيرا مصرف آن به حقيقت مايهء خفت خرد مىشود ، نام ديگر افيون ترياك است ، و به كسانى كه عادت به خوردن يا كشيدن ترياك دارند ترياكى مىگويند كه خطابى موهون است و همچنان كه اگر كسى به ما مست لا يعقل بگويد بدمان مىآيد ، به شنيدن آن ناراحت و رنجيدهخاطر مىشوند .
جوشانده و دم كردهء پوست و دانهء كوكنار نيز از جمله مكيّفات است ، و در سراسر شهر جايگاههايى شبيه به قهوهخانهها وجود دارد كه اين جوشانده را آماده مىكنند و در اختيار مشتريان قرار مىدهند . سير و تأمل در چهره و حالات و روحيات و اطوار كسانى كه به خوردن شربت كوكنار عادت دارند به راستى انتباهآور و عبرتانگيز است . اين افراد وقتى وارد اين جايگاههاى شوم و جانگزاى مىشوند دلمرده ، افسرده ، خاموش ، لرزان و چنان بىحالند كه به سختى قدم پيش مىنهند ، امّا وقتى دو يا سه فنجان از آن شربت بدفعل نوشيدند كجخلقتر ، خشمگين ، عصبى و درندهخو مىشوند ، از همه چيز بدشان مىآيد ، و به كسانى كه پيرامونشان نشستهاند بىاعتنايى مىكنند . سقط مىگويند ، و آشوب و غوغا به پا مىدارند . امّا پس از مدتى وقتى آن شربت زهرآگين اثر شوم خود را بخشيد به دمسازى و آشتىجويى و شوخطبعى روى مىآورند ، فرمانبر تمنيّات نفس خويش مىشوند ، به زعم خود شيرينزبانى و لطيفهپردازى مىكنند . يكى قصه مىگويد ، يكى اشعار و داستانهاى خندهآور مىسرايد .
يكى خود را قهرمان مىنمايد ، ديگرى بىبهانه مىخندد . پس از مدّتى نوعى سستى و بىرمقى