تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 827

مساهمون:

ص٨٢٧
ساكنان آن مىباشد . چنان كه من دانسته‌ام در نواحى مجاور خطّ استوا ، و جزاير واقع در جانب شرقى اقيانوس ، بوته‌هاى گندم به بار نمىنشيند . وضع در ماداگاسكار نيز همين‌گونه است . در اين نقاط بوته‌هاى گندم كه بنا به اقتضاى محيط و آب و هوا تنك مىرويند پيش از آن كه دانه‌ها ببندند بر اثر حرارت خورشيد مىسوزند ، و ساكنان اين مناطق همچنين نقاط قحطىزده ناچارند گندم مورد نياز خود را از جاهاى ديگر به دست آورند . مردمان جاوه و سوماترا گندم مورد احتياج خود را از سورات و برخى نقاط ديگر تحصيل مىكنند . هلنديان نيز براى باتاويا از اين محل گندم مىبرند . در افريقا نيز به جز نقاط سواحل شمالى آن كه كلنىنشينهاى اروپايى است گندم زياد حاصل نمىدهد . به سخن ديگر گندم كارى در سرزمينهاى بالا و پايين خط استوا فايده ندارد . ساكنان بعضى از مناطق روى زمين از ارزن يا برنج يا خرما روزى مىخورند ، يا مانند ساكنان بعضى نواحى آمريكا بيشتر تغذيه‌شان از ريشه‌هاى نشاسته‌دار برخى گياهان است . بر اثر همّت و توجّه هلنديان كشت نوعى گندم درشت و مرغوب در حوالى دماغهء اميدنيك
) Bonne Esperance (
امكان‌پذير شده ، امّا بوميان محل كه هوتنتت
) Houttentot (
نام دارند ، به سبب تنبلى و گريز از كار و فعاليت ، به كاشتن گندم نمىپردازند . گفتنى است كه اين قبيله كثيف‌ترين ، وحشىترين ، تنبل‌ترين اقوام روى زمين مىباشند ، و من در طول تمام دوران جهانگردى خويش بىغيرت‌تر ، خشن‌تر و درنده‌خوتر از آنان نديده‌ام . به طور كلّى مسلمانان و هنود چون مذهبشان جايز نشمرده گاه نان پختن خميرمايه به خمير نمىزنند . اما طرز نان پختن معمول در ميان هندوان بسيار ساده است . رسم آنان چنان است كه نان مورد نياز خود را روز به روز ، حتى اندكى پيش از وقت غذا خوردن مىپزند . به اين ترتيب كه نخست پيش از شروع كردن به اين كار طبق احكام مذهبى بدن خود را كاملا مىشويند . سپس آرد را در تشتى فلزى يا چوبى مىريزند و خمير مىكنند و روى آن را مىپوشانند . آن‌گاه ميان سه پاره سنگ كه به شكل اجاق درمىآورند آتش مىافروزند . سپس يك صفحه گرد فلزى كه ضخامتش به قدر كلفتى يك سكهء پانزده سويى است و قطرش به نسبت بزرگى يا كوچكى نان مورد نظر يك پا يا كمتر يا بيشتر مىباشد ، روى اجاق چنان قرار مىدهند كه شانزده يا هجده شست از كف اجاق بلندتر باشد . وقتى تابه داغ شد - و
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 827 | ژان شاردن / اقبال يغمايى