ايرانيان بنشيند زودتر و بهتر گرم مىشود . اما در اروپا به سبب مرطوب بودن هوا نمىتوان از اين شيوه استفاده كرد زيرا پس از مدتى انسان به درد پا و رماتيسم گرفتار مىشود .
در اصفهان و بسيار شهرهاى ديگر من دستم را زير نمدهاى كف اتاق كردم و بر اين گمان بودم چون ميان كف اتاق و نمدها ، كفپوشى وجود ندارد نمدها مرطوبند ، اما با تعجب دريافتم كه نمدها كاملا خشكند و اندك اثرى از نم در آنها نيست . اما اگر ما اتاقهاى خود را بدينگونه با قالى فرش كنيم بسيار نمىگذرد كه پوسيده و پاره مىشوند .
وسائل خواب ايرانيان نيز بسيار ساده است . آنان نهالى را روى قالى مىگسترانند ، رويش ملحفهاى پهن مىكنند ؛ دو نازبالش زير سر مىگذارند و مىخوابند و روى خود را با جامهخواب مىپوشانند . رويهء نهالى معمولا مخمل ، و رويهء لحاف پارچهء ابريشم ساده يا زربفت و يا سيمينتار و به رنگهاى گوناگون است .
بامدادان پس از بيدار شدن و برخاستن ، نهالى و لحاف و نازبالشها را ميان چادرشبى مىگذارند و به صندوقخانه مىبرند . نه با تختخوابهاى چارپايهاى آشنايى دارند و نه به كارشان مىآيد آنان به شرحى كه كردم به راحتى روى قالى مىخوابند زيرا هواى خشك و سالم آنان را از داشتن تختخواب و ميز و صندلى بىنياز مىدارد .
من هرگز از تكرار كردن و بازگفتن سعادتى كه نصيب مردمان مشرقزمين از زندگى كردن در چنان محيط خوش آب و هوا و آرام نصيبشان شده خسته و دلگير نمىشوم . زندگى آنان ساده و نيازمنديهاشان اندك است ، و ناچار نيستند مانند ما كه بر اثر نامساعدتهاى اقليمى احتياجات زياد داريم ، و براى تهيه كردن آنها ناچاريم هرچه بيشتر زحمت بكشيم ، خود را فرسوده و ناتوان كنند . حقيقت اين است كه رنجها و زحمتهاى توانفرسا همه از احتياج سرچشمه مىگيرد ، و چه سعادت و موفقيّت بزرگى است كه انسان بتواند در محيط و سرزمينى كه با حدّاقل نيازمنديها به خوشى و آسايش زندگى كند به سر برد .
دربارهء اين كه ايرانيان شبها خانههاى خود را چگونه روشن مىدارند تحقيق و دقت بسيار كردهام . آنان هرگز شمع پيهى و دودزا به كار نمىبرند . با چراغ كاشانهء خويش را برمىافروزند . به جاى روغن از پيه سفيد كه بو و دود ندارد استفاده
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 813
مساهمون: ژان شاردن
ص٨١٣