بياورند . زيرا در شريعت اسلام نمازگزار وقتى به نماز مىايستد نبايد انگشترى طلا به انگشت داشته باشد . آنان به زبان مىگويند هنگامى كه آدمى رو به درگاه ذات لايزال مىنهد بايد در نهايت خضوع و خشوع باشد ، و پيرايههاى گرانبها را از خود دور سازد . آنان داشتن انگشترى طلا را حرام مىدارند اما با خود داشتن جواهر را كه بسى از طلا گرانبهاتر است اهميت نمىنهند . مردانى كه عاقلانهتر مىانديشند ، و به خرافات و اباطيل اعتنا نمىكنند ، و از رويى مصلحت نمىدانند به معتقدات عامه و گرچه سخيف و دور از منطق باشد پشت پا بزنند و ناديده انگارند ، هنگامى مىخواهند روبه خدا آورند و نماز بگزارند همهء انگشتريهاى خود را بيرون مىآورند . اما زنان در حالى كه انگشتريهاى طلا به دست دارند بىاعتنا به احكام ، نماز مىخوانند .
مردان دارا افزون برداشتن انگشتريهاى گرانبها ، هفت هشت قطعه يا بيشتر جواهر قيمتى نيز هميشه با خود دارند . آنها جواهراتشان را در كيسهء كوچكى مىگذارند و آن را با رشتهاى به گردنشان مىآويزند و ميان كليچه و قباشان جا مىدهند . معمولا مهر خود را نيز در همان كيسه مىگذارند ، و هر زمان بخواهند نوشتهاى مهر كنند ، يا براى تفريح خاطر خود جواهراتشان را بنگرند ، و يا به قصد تفاخر به ديگران نشان دهند ، كيسه را از زير لباس خود بيرون مىآورند . زيرا مردان ايران همچنان كه زنان كشور ما براى نمودن تجمّل و ثروت خود جواهراتشان را با ساعتشان به گردنشان مىآويزند ، از نشان دادن جواهرات خود به ديگران احساس فخر و برترى مىكنند .
افزون بر اينها ، مردان دولتمند و صاحبمقام ايران قبضهء سلاحهاى خود از قبيل شمشير و خنجر را با نشاندن جواهر مرصع مىكنند ، و اگر داراييشان كفاف چنين خرج سنگين نكند ، همچنان كه حمايل و بند شمشير خويش را به ميناكارى مىآرايند قبضهء شمشير و خنجر خود را مينانشان مىسازند .
ايرانيان خنجرشان را به شالشان مىزنند ، و آن را با رشتهاى به شالشان استوار مىكنند . در محلّ گره ، علامت گرد و گوهرنشانى كه گل خنجر ناميده مىشود تعبيه مىكنند .
ايرانيان صاحبمقام بر كلاه صوفيانهء خود نيز جواهراتى نصب مىكنند ، و در جشنها و عيدهاى رسمى بر سر مىنهند . چنان كه در تصاوير گذشته نشان داده شده برخى از اين كلاهها پنج يا شش جيقهء جواهرنشان دارد . هيچكس جز پادشاه حق
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 816
مساهمون: ژان شاردن
ص٨١٦