به اقتضاى محيط ، خونمان از خون آنها بيشتر و پرجوشتر است . افزون بر اين بخشى از آن قسمت خون آنان كه مولد هيجان ، و نشاطانگيز است بر اثر تعرّق از ميان مىرود .
بنابراين در معرض تحريكها و جنبشها و هيجانهاى مفرط كه ايجاد نگرانى و دلواپسى مىكنند ، قرار نمىگيرند . بنابراين آنان كه بدين عوامل و بسيارى از غوامض زندگى ما آشنايى ندارند ، ورزش و گردش را كه ما براى كاستن چنين دردها يافتهايم و برگزيدهايم حقير و سبك مىشمارند . شگفت اين كه عدم تحرك و گردش و پيادهروى كاملا به وجودشان سازگار است ، و اسبسوارى بهتر از پيادهروى به حالشان مىسازد .
زنان و خواجگان بر اطلاق هميشه خانه نشينند . يا لميدهاند ، يا نشستهاند ؛ هرگز ورزش نمىكنند ، اما عدم تحرك در وجودشان اختلالى پديد نمىآورد . مردان براى رفتن از جايى به جاى ديگر بر اسب سوار مىشوند و پياده نمىروند ؛ و اگر اتفاقا بروند پيادهروىشان براى تفريح و تفنن است نه براى حفظ تندرستى . من بر اين اعتقادم كه محيط پديدآورنده و موجد عادات و اخلاق و اميال اقوامى است كه در آن محيط زندگى مىكنند ؛ و اختلاف عادات و تمايلات اقوام مختلف بيش از اختلاف محيط زيست آنها نمىباشد .
امّا جهانگردى در نظر ايرانيان بسى ناشناختهتر و نامفهومتر از مسافرت مىباشد . ما اروپاييان به ديدن اقوام مختلف و شناختن رسوم و اخلاق و آداب ، و طرز زندگى ملل و طوايفى كه در سرزمينهايى دور از ما زندگى مىكنند ، و شنيدن زبان و حرفزدنشان هر چند به آنها اندك آشنايى نداريم ، شوقمنديم . اما ايرانيان به جهانگردى و فايدههاى آن هيچ آگاهى ندارند .
زمانى كه كمپانى فرانسوى هند شرقى نمايندگانى به دربار شاهنشاه ايران فرستاد ، پادشاه فرانسه نيز دو نفر آقايان لالن
) Lalain (
و بولاى
) Boullaye (
را كه هر دو اتفاقا افرادى نامستعد و بىلياقت بودند ، همراه ايشان كرد . در معرفىنامهشان نوشته شده بود كه اين دو از نجيبزادگان كشور فرانسه و مشتاقان جهانگردى مىباشند كه همراه نمايندگان كمپانى به عزم سياحت دنيا مىآيند ؛ پادشاه فرانسه از اين موقع مناسب استفاده مىكند ، و توصيهء نمايندگان كمپانى را به اعليحضرت شاهنشاه ايران مىنمايد .
و من هنگامى به ايران رسيدم و وارد پايتخت شدم كه اين آقايان براى پيشبرد