تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 772

مساهمون:

ص٧٧٢
عثمانى كه همسايهء ماست عاجزم چه‌طور مىتوانم فرنگستان را كه با ما دو هزار فرسخ فاصله دارد بگيرم . ايرانيان هنگام عرض تسليت به مخاطب مىگويند : سر شما سلامت باشد ؛ و غرض از اين گفته اينست كه بقاى شما در نظر من چندان مغتنم و گرامى است كه اگر شما سلامت باشيد و ديگران بميرند ، براى من مهم نيست . القاب و عناوين و تعارفاتى كه ايرانيان در اقسام نامه‌نگارى اعم از مكاتبات رسمى و جدّى ، واقعه‌نويسى ، و نامه‌نگارى به كار مىبرند بسيار بار دامنه‌دارتر و سنجيده‌تر از جملات و كلماتى است كه در تعارفات زبانى در ميان مىآورند ؛ و چون در فصول آينده دربارهء چگونگى آنها به تفصيل سخن مىكنم در اين‌جا بدين نكته اشاره مىكنم كه ايرانيان كتابى دارند كه در آن عناوين و روش نگارش كليّهء مراسلاتى كه به صاحبان مناصب و مشاغل مختلف از صنعتگر گرفته تا شاه نوشته مىشود درج شده است . و اين كتاب را ترسّل مىنامند يعنى روش و آيين نگارش . منشيان و نامه‌نويسان آن قواعد و عناوين را از بر مىكنند . من گزيده‌اى از آن كتاب را در اين‌جا نمىآورم ، زيرا نمونه‌هايى از منشآت معمول را در نخستين مجلدات اين سفرنامه آورده‌ام ، و در فصلهاى آينده نيز نمونه‌هاى ديگرى خواهم آورد . از جمله آداب سخن گفتن ايرانيان اين است كه چه از زبان خود يا ديگران سخن گويند هميشه ضمير سوّم شخص به كار مىبرند . آلمانيها نيز بر همين طريق‌اند . ايرانيان با همهء ادب و نزاكتى كه دارند هيچ كارى را به خاطر مردمى و رادى و مردانگى انجام نمىدهند ، و اين فضيلتى است كه بر اطلاق در مشرق‌زمين ناشناخته مانده است . زيرا جسم و سرنوشت و مايملك مردمان اين بخش از جهان در اختيار افرادى مطلق العنان و قاهر است كه تابع اهواء و اميال خويشتنند ، لاجرم آراء و افكار و اعمال همه به نوعى به برده و بندگان مانند است . بدين معنى كه آنچه مىكنند يا نمىكنند متأثر و ناشى از اميد يا بيم است ، و آسان تصوّر و باور نمىكنند در پهنهء گيتى كشورهايى وجود دارد كه در آن‌جاها مردمانى زندگى مىكنند كه بسيار كارهاى خوب را تنها به خاطر اين كه كار خوب فى نفسه و بالذّات پسنديده و ستوده و مايه التذاذ روح است انجام مىكنند ، و از زشتكارى مىپرهيزند ، از آن‌كه عمل زشت بالطبع ناستوده و قبيح است ؛ و هيچ عاملى جز انديشه‌هاى متعالى و نيّت خير آنان را از عمل بد بازنمىدارد و به كار خير نمىخواند . به سخن ديگر اميد به جلب سود و دفع