هر يك به نوبت خود هرچه بيشتر و بهتر تفقّد وزير را سپاسگزارى مىكنند . آنگاه خداوند جاه و منصب در جايگاه خاص خود مىنشيند و به گوشهء چشم به حاضران اجازهء نشستن مىدهد ، و چون هنگام رفتن فرا رسد از جا برمىخيزد ، و پيش از همه از در خانه بيرون مىرود . ديگران به دنبالش مىروند . در طىّ راه وى همواره پيشاپيش همه حركت مىكند . تمام بزرگتران به همين آيين از كوچكتران پذيرايى مىكنند . امّا هنگام ديدار و پذيرايى از افراد همشأن و هم طبقهء خود يا آنان كه شخصيّت و پايهء برتر دارند تعارفات و احترامات بيشتر بهجا مىآورند . وقتى كه وارد مىشوند به آنان خوشامد مىگويند ، و پيش از آنها نمىنشينند ، و آنگاه كه مجلس به پايان مىرسد پس از همه از در بيرون مىروند . خداوند خانه هميشه بالاى مجلس مىنشيند ، و وقتى مىخواهد در مجلس نسبت به كسى ادب و عنايت خاص كند او را نزد خود مىخواند ، امّا جاى خود را به كسى تعارف نمىكند زيرا مخاطب آن را نوعى توهين و بىاحترامى به خود تلقّى مىكند ؛ و اگر بخواهد نسبت به يكى از حاضران نهايت درجه احترامگزارى كند از جاى خود برمىخيزد ، و پايين دست وى در كنارش مىنشيند .
وقتى كسى به بازديد شخصيّت بزرگى كه در تالار خانهاش آمادهء پذيرايى نشسته مىرود رسم براينست كه آرام و بىصدا وارد اتاق مىشود ، در اولين جاى خالى برپا مىايستد ، پاهايش را كنار هم جفت مىكند ، دست به سينه مىايستد ، سرش را اندكى پايين مىگيرد ، نگاهش را مترصّد اجازهء نشستن مىكند ، و همين كه با اشارهء دست و سر چنين اجازهاى به او داده شد مىنشيند .
امّا اگر بزرگترى به ديدن كسى رفت صاحبخانه به محض ديدن وى از جا برمىخيزد ، به سوى وى پيش مىرود و چنين مىنمايد كه به پيشبازش روان شده است . در موقع ورود افراد هممقام صاحبخانه نيمبلند مىشود ، و اگر مادونى درخور احترام بر او وارد شود فقط از جاى خود مىجنبد و چنان مىنمايد كه قصد برخاستن داشته است .
حاضران در مجلس هنگام ورود كسى به تالار نبايد از جاى خود برخيزند مگر آن كه صاحبخانه به احترام وى از جا بلند شود ، يا سبب خاصى برخاستن ايشان را ايجاب كند .
در ايران نشستن در مجالس آداب خاصى دارد . در حضور كسانى كه احترامشان واجب و لازم است زانوان را به زمين مىزنند ، و روى دو قوزك پا
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 769
مساهمون: ژان شاردن
ص٧٦٩