مىنشينند . در مجلس متشكل از همسايگان طرز نشستن راحتتر است . بدينسان كه ساق پاها را به طرف داخل به صورت متقاطع در مىآورند و بدن را راست مىگيرند .
اين قسم نشستن را چهار زانو مىگويند ، زيرا دو زانو و دو قوزك پا روى زمين قرار مىگيرد .
دوستان و بستگان در چنين مجالس يكدگر را به راحت نشستن دعوت مىكنند ، يعنى هرگونه مىخواهند ساق پاهاى خود را به حال متقاطع درآورند . اما اگر يك نيمه روز هم در جاى خود بنشينند وضع نشستن خود را تغيير نمىدهند .
مردمان مشرق زمين هنگامى كه در مجلسى مىنشينند كمتر از ما مىجنبند و بىتابى و بىقرارى از خود نشان نمىدهند . آنان موقر و متين مىنشينند ، به بدن خود تاب و پيچ نمىافگنند و حركات ناموزون و نامأنوس نمىكنند ، مگر اين كه براى رفع خستگى به بدن خود حركتى بدهند ؛ و براى تأييد يا نفى گفتار و عقيدهء كسى از حركات دست و سر كمك نمىگيرند ، حركاتى كه در چنين موارد از ما ظاهر مىشود مايهء شگفتى آنهاست ، و مىگويند از اشخاص متين و موقر چنين حركات ناخوشايند سر نمىزند . « 1 »
ظاهر ماندن نوك پا به هنگام نشستن نيز نشان بىادبى است . به همين سبب وقتى مىنشينند سرپاى خود را زير دامن جامهء خود مىپوشانند .
سلام را همراه با فرود آوردن سر بهجا مىآورند . گاهى نيز دست راست خود را لحظهاى به دهان تكيه مىدهند ، و اين رسم بيشتر ميان دوستان معمول است كه مدتى دراز يكدگر را نديدهاند . و وقتى كسى از سفر دور و دراز برمىگردد بستگان و دوستان خود را در نخستين ديدار پس از ورود يا در مواردى خاص مىبوسد و دمى در آغوش مىكشد .
آداب معاشرت و نشست و برخاست ميان ايرانيان چنان است كه به بعض آنها اشاره شد ؛ اما آيين سخن گفتن آنها بسى دلنشينتر ، ملايمتر و مهرآميزتر و مردمىتر مىباشد . در وقت پذيرايى به كسى كه به ديدارشان آمده با گشادهرويى و لبخندى نوازشگر مىگويند : خوشآمدى ، صفا آوردى ؛ جاى شما خالى بود ؛ يعنى
هامش
( 1 ) - روسو گفته است : وقتى يك نفر فرانسوى در حال تلاش يا بىتابى و اضطراب است ، حركات دست و پا و گردش سياهى چشمانش بيش از زبانش گوياى بىقرارى و هيجان باطن او مىباشد .